و روى با معاويه كرد و گفت نه چنين است ؟ معاويه گفت بلى . حسن گفت : * ( « وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ لَكُمْ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ قال رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ [1] » 21 : 111 - 112 ) * . اين حال بر معاويه عظيم سخت آمد . عمرو عاص را گفت مرا كارى مى [ فرمائى ] [2] كه هيچ در خور نيست و اين در شهر كوفه بود . حسن و حسين و اهل بيت بمدينه رفتند . معاويه همچنان ايمن نبود تا زن حسن را ، اسماء و بروايتى جعدة بنت اشعث بن قيس را بفريفت و وعده داد كه آن زن را در حبالهء نكاح خود در آورد و [ آن زن نابكار ] [3] در رابع صفر سنهء تسع و اربعين ، حسن را زهر داد ، بدان در گذشت . خواستند كه او را پيش پيغمبر ( ص ) دفن كنند ، عايشه كه مالكهء آن زمين بود ، اجازت نداد . او را بگورستان بقيع دفن كردند ، پيش مادرش فاطمه . زن حسن ، باميد مواعيد پيش معاويه رفت . معاويه از او انتقام كشيد و گفت تو چنان شوهرى را نشايستى [ كه فرزند على مرتضى و فاطمهء زهرا و دخترزادهء محمد مصطفى بود ، مرا هم نشائى كه پسر هند قوالم ] [4] . ولادت حسن در منتصف رمضان سنهء ثلاث هجرى بود . مدت عمرش چهل و پنج سال و چهار ماه و نوزده روز و مدت خلافتش شش ماه بعد از پدر هشت سال و چهار ماه و پانزده روز امام بود . بيست و پنج حج كرد ، بيشتر پياده ، چنان كه جنيبتها در پيش بردندى و او را چهارده پسر بود : عبد الله قاسم حسين الاثرم عقيل حسن زيد عبيد الله عبد الرحمن احمد عمر اسماعيل فضل طلحه ابو بكر [5] و پانزده دختر و دختر او ام عبد الله مادر محمد باقر بود و برادرش عبد الله بن على زين العابدين . [ حسن رضى الله عنه بحسن ماننده بود برسول ] [6] . گويند سعد بن علقمه جهت امير المؤمنين حسن رضى الله عنه
[1] - قرآن ، سورة الانبياء ، 111 و 112 [2] - م : افزائى [3] - فقط در ، م [4] - فقط در ، م - ساير نسخ : چنين را نيز نشايى . به نظر مىآيد كه عبارت نسخه م الحاقى و از طرف كاتب شيعى مذهبى ، اضافه شده باشد . [5] - در اسامى پسران امام حسن در نسخ اختلاف است . نسخه ر : عبد الله قاسم حسن الاثرم عقيل حسن مثنى زيد عبد الله عبد الرحمن احمد عمرو اسماعيل . . . ف : حسن المثنى ، حسين الاثرم قاسم عبد الله زيد عقيل عبد الرحمن عبيد الله احمد عمرو . . . ق : عبد الله قاسم حسين الاثرم ، عقيل ، حسن ، زيد ، عبد الله احمد عمر . . . [6] - ف : و امير المؤمنين حسن سخت . . .