طائى و عمار بن ياسر و كنانة بن بشر مصرى و سودان بن حمران [1] و عبد الرحمن بن عديس [2] و عروة بن نباع [3] و عمرو بن حمق [4] ، با ايشان متفق شدند و بر عثمان حجتها گرفتند : اول آنكه رسول ( ص ) و ابو بكر و عمر در عرفات نماز قصر كردند ، عثمان نماز تمام كرد . جواب داد كه چون كار دين بزرگ شد و خلايق شرق و غرب باسلام در آمدند و در عرفات مجتمع مىشوند ، اگر نماز تمام نكردمى ، گروه ولايات دور تصور كردندى كه نماز چنان مىبايد كرد و سبب قصر ندانستندى . دوم آنكه رسول ( ص ) و شيخين ، ابو ذر غفارى را مكرم داشتندى . بسبب تنازع كه او را بر سر گفتن بيت مال الله و بيت مال المسلمين ، در شام با معاويه بود و گفت مال الله بدين سبب مىگوئى تا بدل خود خرج كنى و جواب در عرصات با خدا بايد گفت ، بيت مال المسلمين مىبايد خواند و جواب در دنيا با مسلمانان مىبايد گفت و بدين سبب بخشم از شام با مدينه آمد . عثمان او را از مدينه براند تا در ديهى [5] خراب مقام كرد . عثمان جواب داد كه ابو ذر ، در روى من سخنان درشت گفت . او را از مدينه بسبب آن دور كردم تا مبادا به چيزى سرايت كند كه در اسلام خللى ظاهر شود . سيم آنكه زكات بخداوندان مال بگذاشت تا بدل خود مىدادند و پيش از آن زكات را عمال بود . جواب داد كه عمال مال تلف مىكردند و مطالبت آن باكراه و اجبارى مىكشيد و متعذر مىشد . در دست متمولان بگذاشتم تا به خود حمل بيت المال كنند و از ايشان توان ستدن . چهارم آنكه حكم بن العاص و مروان بن الحكم را رسول ( ص ) بسبب نفاقى كه در ايشان مشاهده فرموده ، [6] از مدينه بيرون كرده بود . او باز آورد . جواب داد كه در وقت مرض رسول ( ص ) ازو اجازه خواستم تا ايشان را باز آورم . اجازت فرمود ، اين سخن
[1] - طبرى م : سودان بن حمزه - ق : سوحان . . . ب : سواد . [2] - ق : عبد الله بن يوسف - ب ، ف : عبد الله بن يونس [3] - طبرى متن : عمرو بن داره [4] - طبرى . متن : عمر بن محان [5] - ده ربذه [6] - م : مىديد - ف : دانست