حلبى و كاسهاى از گل پخته [ و مطهرهء آب نامش صادر و عطر دانى ] [1] و دريسهاى [2] و سريرى كوچك از چوب [ و دو نعلين از پوست خام زرد باريك داشت ] [3] . هر جمعه برد سرخ و موزهء سياه كه نجاشى فرستاده بود پوشيدى و عود و بوى خوش به كار داشتى . او را وظيفهء مطبخ نبود ، اما وظيفه بوى خوش بود . [ اين اسامى را مجموع از صفات مسميات آن اخذ كردهاند يا از بهر تفأل فرموده ] [4] اما زينهار بدين نظر نبايد كرد كه اين بضاعت مزجات است . چه حق تعالى را درين حكمت است . اگر خواستى كه او را مال دنيايى باشد ، كوهها جهت او زر و جواهر [5] گردانيدى . اما حكمت ازلى چنان اقتضا كرد كه او را از مال دنيايى نصيب نباشد تا چون اكاسره و قياصره و جبابرهء جهان را او و ملت او خراب كردند و هلاك گردانيدند و لشكرهاى ايشان را بكشتند و ولايات ايشان بستدند ، هيچكس در آن زبان طعن دراز نتوانست كرد كه از شوكت پادشاهى بود بل كه همگنان را معلوم و محقق مىشد كه بتأييد الهى بود . يفعل الله ما يشاء [6] و يحكم ما يريد . ديگر آنكه قبايل و عشاير او را مخالف او كرد تا او بر همه مظفر آمد و هيچ كس را برو منتى نبود و همه را معلوم و محقق شد كه كار خدائيست نه هوائى . فصل دوم از باب سيم در ذكر خلفاى راشدين و امراء مهتدين رضوان الله عليهم اجمعين . مدت خلافتشان پنج تن ، چنان كه پيغمبر ( ص ) فرمود كه « الخلافة بعدى ثلاثون سنة ثم يكون ملكا عضوضا » سى سال بود . بعد از آن عالم پر آشوب گشت . خليفة رسول الله ابو بكر ابو بكر رضي الله عنه در جاهليت نامش عبد الكعبه بود . پيغمبر ( ص ) او را عبد الله نام كرد و عتيق لقب فرمود يعنى از آتش دوزخ آزاد شده و صديق لقب كرد جهت تصديق
[1] - ايضا فقط ، ب ، ف [2] - نسخ : دريشه ، در لغت ديده نشد اما دريسه به معناى پيراهن كهنه آمده [3] - فقط در ، ف [4] - فقط در ، ف . [5] - ب : مرواريد [6] - قرآن ، سورة ابراهيم 33