و با خديجه باز گفت . خديجه را عمزادهاى بود ، نامش ورقة بن نوفل [ اسد بن عبد العزى ] [1] در مكه از و عالمترى نبود و دين عيسى ع داشت . خديجه ازو احوال جبرئيل پرسيد . گفت [ رسول خدا پيش پيغمبران جبرئيل باشد ] [2] و در كتب اوائل مسطور است كه درين عهد پيغمبرى باشد كه رسالت برو ختم گردد و اكابر پيشين از كار او بشارتها دادهاند از جمله ملك حارث الرائش ، اول ملوك حمير گفته . و يملك بعد هم رجل عظيم * نبى لا يرخص فى الحرام يسمى احمد يا ليت انى * اعمر بعد مخرجه بعام اكنون اگر او را امر [3] دعوت فرمودهاند ، ايمان آوردن به دو واجب باشد . خديجه گفت از دعوت سخن نگفت . و به خانه پيغمبر را عليه السلام ، سرما در وجود مبارك اثر كرده بود و جامه بسر در كشيده جبرئيل آمد و آيت « * ( يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ 73 : 1 ) * [4] » بياورد و امر دعوت فرمود . خديجه در حال به دو ايمان آورد . پيغمبر و خديجه و جبرئيل عليهم - السلام بهم نماز گزاردند [5] . وقت پيشين بود . بعد از زمانى مرتضى على رضى الله عنه مسلمان شد و او در آن وقت يازده ساله بود . باز نماز كردند ، وقت عصر بود . جبرئيل ع غيبت كرد . پس ازين ، زيد بن حارثه مولى رسول الله مسلمان شد . باز نماز كردند ، وقت شام بود . [ پيغمبر را صلى الله عليه و سلم ، دل باسلام زنى و كودكى و غلامى خرسند نبود ] [6] بشبگير [7] امير المؤمنين ابو بكر [ رضي الله عنه ] [8] مسلمان شد . پيغمبر ( ص ) با سلام هيچكس چنان خرم نشد كه با سلام صديق رضي الله عنه . اول كسى كه از مردان مسلمان شد ، ابو بكر است و از زنان خديجه و از كودكان مرتضى على و از بندگان زيد بن حارثه . بسخن ابو بكر رضي الله عنه بعضى از اكابر ايمان آوردند ، چون : عثمان بن عفان و طلحه و زبير
[1] - فقط در ، ف [2] - م ، ك ، ب : او رسول خداست ، پيشرو پيغمبران باشد - ر : . . او رسول خداست ، پيش رو پيغامى مىآيد . ف : رسول خداست پيش پيغمبران . [3] - م : الزام [4] - قرآن ، سورة المزمل 1 [5] - ق ، ب ، ف : كردند [6] - م : [ پيغمبر ص دل باسلام . . . خشنود نمىكرد ] - ر ، ف ك : . . . نمىشد [7] - ق : شبهنگام [8] - ف ، ر ، ندارد - ك : صديق