[ محمدى ] [1] از مدركه بپسرش خزيمه آمد و بنى هذيل هم از تخم اواند و بنى تميم و بنى لحيان از بنى هذيلاند . نور مصطفى از خزيمه بپسرش كنانه آمد . بنى اسد هم از تخم خزيمهاند . نور محمدى از كنانه [ بپسرش نضر ] [2] رسيد . بنى قعقاع و بنى ليث هم از تخم كنانهاند . نضر را لقب قريش است و قوم قريش از نسل اواند . نور مصطفوى ( ع ) از نضر بپسرش مالك آمد و ازو بپسرش فهر ، بنى فهر به دو منسوباند . از فهر بپسرش غالب آمد و ازو بپسرش لوى . [ بنى دارم ] [3] از تخم غالباند [ و بنى عامر از لوىاند ] [4] . نور محمدى از لوى ، بپسرش كعب آمد و از كعب بپسرش مره . بنى عدى كه عمر خطاب [ رضي الله عنه ] [5] ازيشان بود و بنى سهم و بنى جمح از تخم كعباند . نور مصطفى از مره بپسرش كلاب آمد ، بنى تميم كه ابو بكر صديق [6] [ رضى الله عنه ] [ 5 ] ازيشان بود و بنى مخزوم كه خالد وليد و ابو جهل ازيشانند ، از تخم مرهاند . نور خاتم النبيين از كلاب بپسرش قصى آمد . بنى زهره كه مادر رسول ص و سعد وقاص ازيشانند از تخم كلاباند . قصى اهل قريش را به مكه [ جمع كرد ] [7] و امير قريش شد و دار الندوه جهت ديوان خانه بساخت . نور مصطفوى ازو بپسرش عبد مناف آمد . [ خديجه ، زوجه ، ] [8] رسول ص ، هم از تخم قصى بود . عبد مناف را بيك [ شكم ] [9] دو پسر آمد . هر دو را [ پشت بر هم دوسيده بود ] [10] . عبد مناف ايشان را بشمشير از هم ببريد ، لاجرم تا قيامت عداوت [ بشمشير ] [11] در نسل ايشان بماند . از آن پسران يكى هاشم است و بنور مصطفى مشرف . ديگر عبد الشمس ، پدر اميه كه عثمان بن عفان و معاويه از نسل ايشان بودند . عبد مناف را پسر ديگر ، مطلب نام بود . بنى مطلب به دو منسوباند . امام اعظم شافعى رضي الله عنه از آن قوم است . نور محمدى از هاشم به عبد المطلب آمد و عبد المطلب
[1] - [ محمدى اللهم صل عليه ] - ف ، ب : محمد - ك : نور مصطفى [2] - م : [ بپسرش قعقاع رسيد . . . ازو بپسرش نضر ] [3] - نسخ : ادرم . يعنى دارم بن مالك بن حنظله [4] - فقط در ، ف ، ب [5] - فقط در ، ق [6] - ف : ابو بكر [7] - ر ، م ك : گرد كرد [8] - ف ، ب : [ بنى عبد الدار خديجه زوجهء ] [9] - نسخ : بطن [10] - ف ، ر : پشت بهم چسبيده بود - ك : پشت و بروايتى پيشانى بهم چسبيده - ب : چسفيده [11] - ق : شمشير - ف : عدوان بشمشير