بعد از وفاتش ، در خزانه ، قصهاى بى شمار سر به مهر يافتند . مدت سيزده سال در پادشاهى بماند و در گذشت . در مقبرهء خود از چوب آبنوس [ گور ] [1] ساخت و بر آن نوشت : ما دانستيم كه بدين جايگاه سر بنهيم و مهر هيچ مهربان ما را سود نكند و كين هيچ بد گمان ما را پيش از وعده اينجا نفرستد . حظ خود از جهان برداشتيم و جهان به ديگران بگذاشتيم . يزدگرد [2] ابن بهرام بن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان بعد از پدر پادشاه شد و يك سال حكم كرد و فارسيان او را در عداد پادشاهان نياوردهاند . اما حمزهء اصفهانى و بعضى مورخان ، بر درستى احوال او مبالغه كردهاند و العلم عند الله . [ لا يعلم الغيب الا هو ] . [3] يزدگرد ابن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . بعد از برادر زاده پادشاه شد ، عظيم ظالم و ستمكار بود . فارسيان او را [ بزه گر ] [4] و عرب اثيم [ خواندند ] [5] و منجمان را فرمود تا طالعش احتياط كردند . گفتند مرگ او بكنار چشمهء [ سبز ] [6] بخراسان خواهد بودن . نذر كرد كه مدة العمر بخراسان نرود . بوقت مرگش رعاف برو مستولى شد و به هيچ چيز امساك نمىپذيرفت . طبيبان حكم كردند كه بخراسان بايد رفت و به آب چشمهء سبز غسل كردن تا صحت يابد . ناچار آنجا رفت و بدان آب غسل كرد و صحت يافت . بر منجمان عظيم
[1] - ب ، ف : گورى [2] - در نسخهء ق ، بهرام . اين شخص در كتاب حمزهء اصفهانى : يزدجرد اللين ( نرم خوى ) ذكر شده ص 16 - 17 . اما در جائى كه ذكر سلاطين و شعار و لباس آنان آمده ، نام اين شخص ديده نمىشود مگر بعد از بهرام گور كه البته مغاير با قول اول است . [3] - فقط در ، م . [4] - م ، ك : بزهكار [5] - ساير نسخ : لقب كردند [6] - ق : شير - م : سو