به اردشير داد ، [ تا چون شاپور بن شاپور بزرگ شد به دو سپرد ] [1] . مردى عاقل بود . [ دل در دولت عاريتى نبست ] [2] و با مردم نيكوئى كرد . بدين سبب نيكوكار لقب يافت . چون برادرزاده اش ، به حد مردى رسيد ، ملك به دو تسليم كرد و خود كرانه گزيد . [3] مدت دولت او [ ده سال ] [4] . شاپور ابن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان بعد از عم پادشاه شد . شكار دوست بود . در نخجيرگاه بادى سخت بر آمد و ستون بارگاه بشكست بر سر او آمد بدان در گذشت . پادشاهى او پنج سال و چهار ماه . [ شروين و خوروين ] [5] معاصر او بودند . پادشاه روم را در حالت رحلت [ پسر كودك بود ] . [6] پيش شاپور فرستاد كه كسى را بفرست تا ملك مضبوط دارد و چون پسرم بزرگ شود به دو سپارد . شاپور شروين را بفرستاد تا بر ملك روم حاكم شد . چون پسر قيصر به حد مردى رسيد ، شروين ملك به دو سپرد . او شروين را اجازت مراجعت نداد و در روم نگه داشت . شروين تا عهد بهرام در روم بماند . نام شروين در اشعار پهلوى بسيار است . كتابيست در عشق نامهء او [ شروينيان ] [7] خوانند . بهرام ابن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان بعد از پدر پادشاه شد . چون بعهد پدر حاكم كرمان بود ، او را كرمانشاه خواندند . ظالم و جبار صفت بود ، قصهء مظلومان نخواندى و داد كس ندادى [8]
[1] - ق ، ندارد [2] - م ، ندارد [3] - درين قسمت كتاب ، با تاريخ طبرى اختلاف فاحش دارد و بقول طبرى او را بعد از 4 سال خلع كردند . طبرى ج 1 ص 496 و طبقات ناصرى ج 1 ص 192 . [4] - م ، ك ، ر : دوازده سال . [5] - ك : شيروتن و خوروتن [6] - ك : پسرى . . . [7] - ر ، ب : او را شروينيان - م : شروينيان ف : و شروينيان . در تاريخ حمزه زمان اين شروين ، زمان يزد گرد پدر يزد گرداثيم ذكر شده بدين ترتيب : « فيزدجرد الذى اغفلوه و اسقطوا اسمه كان اجل من ابنه يزدجرد بن الاثيم و هو صاحب شروين الدستنى لا الاثيم . » [8] - در طبرى درست بر خلاف اين آمده : . . . و كان حسن السياسة لرعيته و محمودا فى امره . ج 1 ص 496