سه پند بر الواح نوشته ، در نظر داشتى ، تا چون در غضب رفتى ، غضبش بدان ساكن شدى : بدان كه تو خدا نيستى بلكه جسدى كه بعضش بعضى را بخورد رحمت كن بر بندگان خدا تا خدا بر تو رحمت كند . حقى كه بندگان خدا را بر توست گوشدار . مدت پادشاهى اردشير [ چهل سال و دو ماه ] [1] . [ چهارده سال و ده ماه همه جهان را پادشاه بود و سى سال در جنگ ملوك طوائف بود تا جهان او را مهيا شد ] [2] . شاپور ابن اردشير بن ساسان . بعد از پدر پادشاهى به دو تعلق گرفت و مدت سى و يك سال در حكم بماند . از آثار او بلاد شاپور فارس و عمارت نشابور خراسان كه طهمورث آغاز كرده بود و پيش از اتمام خراب شده . شاپور آن را بر مثال رقعهء شطرنج ، [ هشت در هشت قطعه ] [3] بساخت و اكاسره را عادت بوده است كه شهرها بر مثال جانوران مىساختند ، چنان كه شوش بر مثال [ باز ] [4] و شوشتر بر مثال اسب و على هذا . گويند چون اردشير ، در بيابان ، شهر [ نه ] [5] بساخت [ و آن را نه اردشير نام نهاد ] [6] ، شاپور ازو آن شهر بخواست . [ اردشير مضايقه كرد و گفت تو نيز يكى بساز . شاپور غيرت كرد و نشابور ساخت ] [7] و [ آن را نه شاپور نام كرد ] [8] و بمرور ايام نشابور شد و شاد شاپور قزوين و جند شاپور خوزستان و بهر ولايت روستاهاى بسيار ساخت . اورمزد ابن شاپور بن اردشير بن ساسان . بعد از پدر مملكت به دو رسيد و او مدت دو سال مباشرت نمود [ و به قوت و دلاور و با نيرو بود و او را دلاور سخت زور گفتندى و در دفع زنديقان و اتباع مانى سعيها كرد ] [9] و به صورت و هيأت مانند جدش اردشير بود . از آثار او
[1] - ب : چهل و چهار سال و دو ماه - ف . . . ده ماه [2] - فقط ب ، ف نسخهء ف ، مانند ب است ، جز اينكه آخر جمله آن اينطور است : . . . تا جهان او را صافى شد و درد اجل در كشيد . [3] - م : هشت در هشت . حمزه : على صورة رقعة الشطرنج يخرق فى وسطها ثمانية طرق فى ثمانية طرق [4] - ف : مار ( ؟ ) [5] - ف : نى [6] - فقط در ، ف ، ب ، [7] - در ، ق نيست - ف ، ر : [ . . . نيشابور . . . ] . [8] - در ، ف نيست . [9] - فقط در ، ف و ب