نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت جلد : 1 صفحه : 373
6 - سجود ششم : سجود است و آن واجب است در هر ركعتى از نماز واجب ، دو سجده و اگر ترك شود دو سجده در يك ركعت از نماز ، باطل مىشود نماز ، خواه به عمد باشد يا به سهو باشد يا جهل ؛ و هم چنين باطل مىشود نماز ، هر گاه دو سجده ، زياد كند عمداً يا سهواً ؛ و كم كردن يك سجده يا زياد كردن آن ، مبطل نيست بنا بر اصح ، مگر آن كه از روى عمد باشد . 6 - سجود نحوه ركن بودن سجده توضيح اين كه سجود در نماز ، واجب ركنى است ، [ و ] در هر ركعت ، دو سجده واجب است ، و ركن ، مجموع آن دو است ، و به اخلال به آن [ دو ] عمداً يا سهواً ، نماز باطل مىشود ؛ و ترك يك سجده عمداً ، مبطل است ، و سهواً قابل تداركِ بعد از نماز است ؛ و هم چنين زيادتى يك سجده عمداً ، مبطل است و سهواً ، مبطل نيست ، چون زيادتىِ مجموع كه ركن است ، نشده است . و احكام ركنيّت و زيادتى عمديّه و سهويّه ، مربوط به سجود عرفى يا وضع جبهه بر چيزى كه با آن سجود محقّق مىشود ، است اگر چه از ما يصح السّجود عليه نباشد . واجبات سجود و در سجود ، امورى واجب است به نحو اعمّ از داخل و خارج : 1 - وضع مساجد سبعه اول : وضع هفت موضع است بر محلِّ استقرار ، به نحوى كه ذكر مىشود و موافق با احتياط است . قرار دادن پيشانى بر زمين [ يكى ] از آنها جبهه است ، و آن طولًا : ما بين رستنگاه موى سر و طرف اعلاى بينى و عرضاً : بين دو جبين است ، و احوط آن است كه از مقدارِ طرفِ انمله ، كمتر نباشد ؛ و انمله عبارت [ است ] از سر انگشت يا مفصلى كه در آن ناخن است ، و طرف دوّم عبارت از سعهء ناخن است ؛ و كفايت صدق مسمّاى وضع جبهه بر زمين ، خالى از وجه نيست ؛ و در صورت رعايت احتياط در تحديدِ متقدّم ، احوط اتّصال اين مقدار از زمين است به همديگر ؛ پس سجود بر دانه هاى تسبيحِ معهود ، خلاف احتياط است . و ازالهء مانع از مماسهء جبهه به زمين از جبهه و زمين ، لازم است اگر چه وَسَخ مانع و حائل باشد . قرار دادن باطن دو دست و از آنها ( هفت موضع ) دو كفّ است به نحو صدق عرفى ، به باطن آنها با استيعاب عرفى بنا بر احوط در حال اختيار ، و ظاهر آنها در صورت عدم تمكَّن از وضع باطن . و در صورت تمكَّن از وضع بعض باطن ، احتياط در جمع بين وضع بعض باطن و تمام ظاهر است . و در صورت عدم تمكَّن از وضعِ باطن ، وضعِ ظاهر كافى است . و با عدم امكان وضع كفّ مطلقا به واسطه قطع و نحو آن به اقرب به كفِّ فالاقرب ، منتقل مىشود بنا بر احوط . قرار دادن زانو و سر انگشتان و از آنها دو رُكبه است ؛ و گذشت تفسير « رُكبه » كه آن ، مجمع استخوانهاى ساق و فَخِذ است ، و كافى است وضع هر جزئى از ظاهر اين استخوان . و از آنها طرف دو ابهام پاها است ، و كفايت هر يك از دو طرف انملهء ابهام ، خالى از وجه نيست ؛ و احوط اقتصار بر طرف انمله است از ظاهر و باطن ؛ و با تعذّر به قطعِ ابهام و نحو آن ، اكتفا به وضع باقى مانده از ابهام مىنمايد ، و با تعذّر ، اكتفا به وضع ساير رؤس اصابع مىنمايد ( يعنى يكى از آنها ) ؛ و با تعذّر ، وضع اصابع يعنى يكى از آنها [ مىنمايد ] ؛ و با تعذّر ، وضع قدمين و رجلين مىنمايد ، يعنى بعض هر كدام . و احوط رعايت اعتماد بر زمين و وضع ثقل عضو موضوع ، بر موضوع عليه است ، اگر چه تساوىِ مطلق ، لازم نيست ؛ و احوط در حال اختيار ، استقلال سبعه است بدون شريك ديگر در وضع ثقل ، اگر چه اظهر كفايت صدق اعتماد است ، اگر چه صدق استقلال نكند ، مانند كمك دادن ذراع ، بر كفّين و ساير اصابع ، به ابهامين . 2 گذاردن پيشانى بر جائز السجود واجب دوّمِ سجود : وضع جبهه بر آن چه سجود بر آن صحيح است از « زمين » و آن چه از زمين روييده شده باشد غير از مأكول و ملبوس ( و تفصيل آن در مكان مصلَّى است ) . و مجرّد محمول بودن آن براى نمازگزار ، مانع نيست ، و هم چنين اظهر عدم منع اتّصال موضوع عليه در مساجد است با صدق تعدّد سجود به توسّط رفع رأس . 3 - بالا و پايين نبودن محل سجود جائز نيست كه موضع جبهه در حال سجود ، از موقف مصلَّى ، مرتفع باشد به زيادتى از مقدار يك « خِشت » كه چهار انگشتِ متعارف باشد ، و ملحوظ مىشود مساوات مذكوره به حدّ مذكور ما بين موضع جبهه و محلّ دو ابهام و واجب در قدمين ، نه ما بين محلّ جبهه و ساير مساجد بنا بر اظهر حتى در موضع « رُكبه » و هم چنين ساير مساجد با همديگر . و امّا اخفضيّت محلّ جبهه از موقف ، به ازيدِ از قدر خِشت ، پس احتياط ، در ترك آن است . و احوط در زمين منحدِر ، تقدير استوا است ، و اجتناب از ازيد از مقدار « لِبنه » بر تقدير استوا است . و اگر سجودِ بر مرتفع به ازيدِ از مقدار يك « خِشت » شد ، يا بر محلَّى كه استقرار جبهه ، حاصل نمىشود ، يا محلَّى كه سجده بر آن صحيح نيست ، لازم است در همه با كشيدن جبهه به محلّ واجب ، سجود را انجام دهد بدون رفع جبهه ؛ مگر در قسم اوّل در صورتى كه صدق سجود ننمايد ، كه جائز است با رفع جبهه ، وضع واجب را انجام دهد . تذكَّر سجودِ بر غير موارد جواز ، در سجده و اگر وضعِ جبهه كرد سهواً ، به چيزى كه سجده بر آن صحيح نيست و به جرّ جبهه ، تحصيل واجب نمىشود ، آيا رفع جبهه مىنمايد و اعتداد به اوّل نمىكند و آن را زيادتىِ سهويّه ، محسوب مىدارد ، يا آن كه شرطيّت ، ساقط است به سبب استلزام تدارك زيادتى را ؟ احوط اعادهء نماز است بعد از اتمام آن به احتمال صحّت با تدارك يا بدون آن . وضع و رفع اعضاى بدن در نماز و رفع ساير مساجدِ غير جبهه و وضع بعد از رفع و رفع پا در حال قيام و وضع آن بعد از رفع و جلوس قائم قبل از عَوْد به قيام يا به عكس و امثال اينها ما دام در كثرت به حدّ ماحىِ صورت نرسند ، مانعى ندارد . عجز از خم شدن براى سجود و با عدم تمكَّن از انحناى سجود ، اقتصار بر ممكنِ از آن مىنمايد ، اگر چه با رفعِ موضعِ سجده تا محلِّ انحناى ممكن باشد ، به نحوى كه اگر واجب اختيارى همان حدّ بود انجام مىداد ، و صدق مرتبه اى از سجود بنمايد ، مثل آن كه ما بين آخر مرتبهء ركوع و سجود باشد ، و اعتماد بر مرفوع نمايد ، و گر نه تعيّن ايماء به سر و در صورت عدم امكان ، با چشمها ، خالى از وجه نيست . و در صورت عدم امكانِ مراتبِ انحنا به نحو مذكور ، اقتصار بر ايماء به سر يا با چشمها در صورت عدم امكان اوّل مىنمايد ، به نحوى كه در ركوع گذشت . و در صورتى كه موظَّف به مرتبه اى از سجود باشد ، احوط وضع بقيهء مساجد است با تمكَّن . و در صورتى كه موظَّف به ايماء باشد كه بدل از سجود است ، اظهر عدم وجوبِ وضعِ بقيّهء مساجد است ، اگر چه وضعِ ممكن ، در جميع صور مفروضه ، موافق احتياط است . 4 - ذكر در سجود چهارم : از واجباتِ سجود ، « ذكر » است ، و كلام در آن ، گذشت در ركوع ، زيرا متّحد است واجب و كميّت و كيفيّت آن در اين دو مورد مگر اين كه تبديل « العظيم » به « الاعلى » در تسبيحهء كبرى ، لازم است در ذكر خاصّ . 5 - طمأنينه سجود پنجم : از واجباتِ سجود ، « طمأنينه » است كه واجب است به قدر ذكر واجب ، از حركت و اضطراب ، اجتناب نمايد . و مشكل است تحقّق سجود بدون هيچ توقّف . و در صورت عدم وجوب ذكر ، اظهر عدم وجوبِ مقدارِ واجبِ در حال ذكر است ، اگر چه احوط است . و با عجز از طمأنينهء واجب براى ذكر ، ساقط نمىشود وجوب ذكر ؛ و با عجز از مطلق طمأنينه ، احوط تكرار نماز است كه يكى از آنها با ايماء صحيح انجام بگيرد . 6 - رفع رأس از سجده اوّل ششم از واجباتِ سجود : « رفع رأس از سجده اوُلى » است تا آن كه اعتدال با طمأنينه حاصل شود . و تكبير براى سجود و رفع [ از آن ] ، مستحبّ است ، و رفع يدين در حال تكبير ، مستحبّ است ؛ و مستحبّ است تكبيرات سجود ، در حال انتصاب و اعتدال باشد ؛ و دور نيست كه اگر تكبيرِ سجدهء اولى را در حال هوىّ از قيام انجام دهد ، عمل به مستحبّ كرده باشد ، مثل آن كه قبل از هوىّ انجام دهد . 7 و واجب است در حال ذكرِ واجب ، همه مساجد هفتگانه ، در محلّ خودشان باشند و در غير حال اشتغال به ذكر واجب ، ادامهء وضع غير جبهه ، لازم نيست . اگر عذرى در پيشانى يا اعضاى ديگر باشد و اگر مانعى در جبهه از مباشرتِ زمين باشد ، مثل دُمّل ، و مستوعب نباشد ، بلكه مقدار واجب ، باقى باشد ، مىتواند به مثل « حفيره » ، سعى نمايد در مباشرتِ مقدار كافى با زمين ؛ و با تمكَّن ، [ مباشرت با زمين ] واجب است ؛ و اگر متمكَّن نباشد ، سجده بر احد الجبينين مىنمايد ، و احوط تقديم ايمن بر ايسر است . و اگر از هيچ كدام متمكَّن نباشد ، سجده بر « ذَقَن » مىنمايد و آن مجمع دو لحيه است و ظاهر ، عدم مانعيّت موهاى لحيه است ، و اگر متمكَّن از آن نباشد ، اكتفا به ايماء به سر يا چشمها به ترتيب مىنمايد . و اگر مانع ، در ساير مساجد باشد به مثل حفر و نحو آن اگر ممكن باشد ، انجام داده مىشود ، و هم چنين در دستها با رعايت استيعاب و اعتماد . و در دوران بين ظاهر و باطن بدون استيعاب و اعتماد ، با تكرار وضع و تعدّد ، عمل به احتياط مىشود ؛ و اگر ممكن نشد ، در دستها منتقل به ظاهر ، و در ساير مساجد ، منتقل به اقرب مىشود . و اگر در كفّ دست از زند متمكَّن نباشد حتى در ظاهر آن ، منتقل به اقرب مىشود ، و اگر ممكن نشد ، ساقط است بنا بر اظهر . و در ايماء ، وضعِ ساير مساجد ، ساقط است بنا بر اظهر ، چنانچه گذشت ، بخلاف آن كه وظيفه ، بعض مراتبِ سجود باشد . و اگر از ايماى مذكور ، متمكَّن نشد ، با بعض از سائرِ بدن ، اشاره مىنمايد بنا بر احوط ؛ و اگر ممكن نشد ، به اخطار اكتفا مىنمايد ، و نماز ساقط نمىشود . و اگر زائل شد الَمْ و عارض بعد از اتمام ذكر ، اعادهء ذكر لازم است بنا بر احوط ، خصوصاً در بعض صور ؛ و اگر در اثناى ذكرِ واجب ، زائل شد ، اكتفا به اتمام نكند بنا بر احوط . بعضى از مستحبّات سجود و مستحبّ است در حال سجود ، سبقت « يَدَيْن » بر « رُكبتين » در وضع بر زمين و در حال قيام ، عكس اين وضع ، و هر دو مطلقا جائز است ، و اگر دو دست [ را ] با هم وضع كرد ، يا راست را مقدّم داشت ، عمل به استحباب كرده است . زن در عمل به مستحبّ ، ابتدا مىنمايد در حال سجودِ از قيام ، به نشستن و تقديم رُكبتين بر يدين براى سجود . و مستحبّ است مساوات در حال سجود ، بين موضع جبهه و موقف ، و شايد با اخفضيّتِ موقف في الجمله ، عمل به استحباب بشود . رفع رأس و عود غير اختيارى و اگر قهراً مرتفع شد جبهه از زمين بعد از وصول و قهراً عود كرد ، سجده مكرّر نمىشود ، و بايد ذكر را به جا آورد ، چه قبل از استقرار در اوّل باشد يا بعد از استقرار و قبل از اتمام ذكر واجب . و اگر قادر بود بعد از ارتفاع قهرى از امساك ، پس اگر در اوّل ، استقرارى كه محقِّقِ سجود است ، حاصل شده باشد ، بايد بنشيند و معتدل باشد با طمأنينه [ و ] پس از آن سجده دوّم را به جا آورد [ و اين ] در صورتى [ است ] كه اين اتّفاق در سجدهء اولى ، واقع شده بوده و اگر در دوّم باشد ، اكتفا به آن مىنمايد ؛ و اگر ذكر نگفته بوده ، ضرر به صحّت نماز نمىرساند ؛ و اگر در اوّل ، استقرار نداشته و مرتفع شد قهراً ، پس واجب است برگردد به سجده و ذكر را انجام دهد . بعضى ديگر از مستحبات سجود و مستحبّ است « ارغام » و گذاشتن بينى به خاك در حال سجود و واجب نيست بنا بر اظهر ؛ و كفايت مىكند در عملِ به مستحبّ ، گذاشتن به هر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ، اگر چه مغاير با مسجد جبهه فعلًا باشد ؛ و كفايت مىكند وضع هر موضعى از بينى در اين مستحبّ . و طمأنينه بعد از سجدهء ثانيه ، به جلسهء استراحت ، مستحبّ است بنا بر اظهر و واجب نيست اگر چه احوط است . و مستحبّ است دعا در سجود ، قبل از تسبيح به مأثور ؛ و اين كه بر تسبيحهء تامّه واحده ، زيادتى بگويد به هر چه ميسّر شد از « سه » و « پنج » و « هفت » به نحو مذكور در ركوع ؛ و اين كه بين سجدتين ، دعا نمايد به مأثور از استغفار و غير آن . و « اقعاء » به نشستن روى دو پا ، در حال جلوسِ بين دو سجده ، يا غير اين موضع ، مكروه است . و مستحب است در جلوس بين دو سجده « تورّك » ، يعنى بنشيند به ران چپ و قدم راست را بر باطن قدم چپ بگذارد و عقب را بر زمين قرار دهد . و دور نيست استحباب اين كيفيّت ، در همه جلوسهاى مأمورٌ به نمازى در صورتى كه به رجاء مطلوبيّت به جا آورد در مثل جلسهء استراحت و تشهّد . و براى زن مستحبّ است در جلوس نمازى نشستن بر اليتين و رفع رُكبتين و ضمّ فخذين به همديگر . و مستحبّ است كه در وقت بلند شدن از سجده يا تشهّد ، براى قيام نماز ، بگويد : « بحول الله و قوّته اقومُ و أقعدُ » ، يا زياد كند « و ارْكَعُ و اسْجُدُ » و دور نيست كه اگر تأخير انداخت تا بعد از قيام و گفت ، عمل به اين مستحب كرده باشد . و دور نيست استحباب تكبير براى قيام به رجاء مطلوبيّت خاصّه به انتقال از حالت صلاتى به حالت ديگر صلاتى . سجده هاى قرآن سجَدات قرآن ، پانزده عدد مىباشد ، و غير چهارِ از آنها ، مستحب است . و چهار واجب عبارت است از « الم تنزيل » ، و « حم سجده » ، و « النجم اذا هوى » ، و « اقرء باسم ربّك » . و سجده با اتمام چهار آيه ، واجب است ، و تأخيرش تا تمام جائز است . و امّا قرائت كلمهء سجده تا آخر آيه يا خصوص كلمه سجده بدون اتمام آيه ، مثل * ( « خَرُّوا سُجَّداً » ) * ، يا * ( « وَاسْجُدُوا لِلَّه » ) * ، * ( « فَاسْجُدُوا لِلَّه » ) * ، يا * ( « وَاسْجُدْ » ) * پس محلّ احتياط به فعل سجود است ، و هم چنين احتياط ، در اعادهء سجدهء واقعه بعد از كلمهء سجده است اگر بعد از آن اتمام نمايد آيه را . موارد وجوب سجده قرائت و واجب است سجودِ تلاوت بر قارى و مستمع ، بدون فرق در قارى بين مكلَّف و غير ، و ساجد و عاصى و لاحِن و غيره ، با صدق قرائت عرفاً ، و در مشتركات ، اعتبار به قصد قارى است ، پس اثرى ندارد خواندن قرآن به غير قصد قرآنيّت ، يا از غير مميّز ، يا از نائم ؛ و هم چنين در صورت استماع بدون تمييز حروف و كلمات ، بلكه مطلق همهمه ؛ و هم چنين [ بدون فرق بين اين كه ] قرائت به صورت حرام باشد ، مثل « غنا » يا نه ، استماع به صورت حرام باشد مثل تلذّذ به صوت اجنبيّه يا نه ، قاصدِ استماعِ عزيمت باشد يا استماعِ غير عزيمت در صورت عدم علم مستمع در حين قرائت عزيمت . تعدد قرائت يا استماع و تعدّد سجود و واجب است تعدّد سجود ، به تعدّد قرائت يا استماع ، در صورت تخلَّل سجود ؛ و امّا در صورت عدم تخلَّل ، پس احوط ، تعدّد است ، خصوصاً در صورت فوت فوريّت در اوّلى ؛ و احوط قصد وظيفهء فعليّه است در اوّلى ، و احتياط در بقيّه ؛ و هم چنين احوط در استماع يا قرائت در حال وضع جبهه بدون قصد سجود يا با آن ، رفعِ رأس براى سجدهء تلاوت است ، و هم چنين اگر در سجدهء تلاوت ، استماع ، يا قرائت كرد . و احوط عدم اكتفا در صورت تعدّد واجب به تخصيص بعض ازمنهء سجدهء واحده به بعض افراد به نيّت يا جَرّ از موضعى به موضع ديگر به نيّت دوّمى است ؛ و اظهر عدم وجوب سجود است بر سامعِ غير مستمع اگر چه احوط است . و اظهر عدم وجوب است در صورت تلفيق قرائت و استماع در خصوص آن چه قرائت يا استماع آن ، موجب سجود است ، بخلاف سماعِ بعض و استماعِ بعض بنا بر وجوب به سماع . و محلّ نيّت اخطارى ، تحقّق سجود است اگر چه به ادامهء سجود باشد بنا بر اظهر . اجزا و شرايط سجدهء تلاوت در سجدهء تلاوتِ واجب و مندوب ، تكبير و تشهّد و سلام مشروع نيست ؛ و براى رفع از سجود ، استحباب تكبير ثابت است . و شرط نيست در آن ، طهارت از خَبث ، و حدَث اصغر و حدَث اكبر حتى حيض بنا بر اقرب ، بدون فرق بين واجب و مندوب و سماع و استماع يا قرائت . و حائض ، در اين خصوصيّات ، مانند غير حايض است ؛ و هم چنين استقبالِ قبله شرط نيست ، بلكه مستحبّ است ؛ و اوْلى ، ترك ايجاد سبب ، بدون طهارت است . و اظهر عدم اعتبار شروط سجدهء صلاتى است ، در سجود تلاوت ، غير از محقِّقات عرفيهء سجود و غير از نيّت و اباحهء مكان به نحو لازم در سجود صلاتى ، اگر چه احوط ، اعتبار همه است ، مانند ستر و عدم علوّ و وضع مساجد سبعه و وضع بر ما يصحّ السّجود عليه و بر طاهر ، در حال تمكَّن ؛ و [ احوط ] تنزّل به ابدال است در صورت عدم تمكَّن به نحو سجود صلاتى ؛ بلكه وجوب ايماء با عدم تمكَّن از سجود ، احوط ، بلكه خالى از وجه نيست ؛ و دعاى به مأثور و غير آن ، مستحبّ است در سجود تلاوت . و با تركِ نسيانى ، واجب است سجود در وقت تذكَّر ؛ و هم چنين اگر عصياناً ترك شد ، وجوب ساقط نيست ؛ و هم چنين اصل فوريّت ساقط نمىشود در دو صورت مذكوره . سجدهء شكر و موارد استحباب آن و سجده شكر ، مستحبّ است براى « تجدّد نعمت » ؛ و « دفع نقمت » ؛ و « توفيق اداى فريضه » ؛ و « اصلاح بين دو نفر » و ساير نِعَم ، بلكه تذكَّر آنها در صورتى كه مسبوق به سجود براى آنها نباشد ؛ بلكه تعدّد سجده شكر براى مطلب واحد با فصلِ تعفيرِ خدّين ، به رجاء مطلوبيّت ، مستحبّ است . و اعتبار سجود بر ما يصحّ السّجود عليه و وضع مساجد سبعه در سجدهء شكر ، مثل سجود تلاوت ، مستحبّ است ، چنانچه گذشت . و اصل سجدهء شكر ، مستحبّ و ذكر در آن ، مستحبّ است . و مروى است كه اقلِّ مجزى « شكراً لله » سه مرتبه است ، و اوْلى رعايت ادعيهء مأثوره در سجدهء شكر نمازى است . و جائز است الصاق بطن و افتراش ذراعين و الصاق صدر و جُؤجُؤ ، به زمين اگر چه فوت شود وضع بعض مساجد با آن بنا بر اظهر . مستحبّ است با وضو بودن در حال سجود شكر ، يعنى سجود با وضو ، اكمل است از سجود بدون وضو . .
373
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت جلد : 1 صفحه : 373