responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 368


ج بلى مخيّر است و افضل ، تسبيحات اربعه خواندن است ، چه از براى امام و چه براى مأموم و چه منفرد .
س تسبيح اربع ، يك مرتبه خواندن ، كافى است يا نه ؟
ج احوط ، سه مرتبه خواندن است ، مگر در مقام ضرورت ، مثل ضيق وقت ؛ و اقوى كفايت يك مرتبه است مطلقا .
س چهار سورهء عزيمه را در نماز خواندن ، جايز است يا نه ؟
ج جايز نيست .
س آيا در قرائت ، جهر و اخفات واجب است يا نه ؟
ج بلى واجب است از براى مردان در نماز صبح و در ركعت اوّل و دوّم نماز مغرب و عشا ، جهر كردن و در نماز ظهر و عصر ، اخفات نمودن . و از براى زنان ، تخيير است در نماز جهريّه و بهتر اخفات است ؛ و اين در وقتى است كه نامحرم صوت او را نشنود و الَّا معيَّن است اخفات .
5 - ركوع پنجم : ركوع است . واجب است در هر ركعت از فرايض يوميّه ، يك ركوع و آن ركن است و به زياد كردن و كم نمودن آن عمداً يا سهواً ، باطل مىشود نماز ، مگر جماعت كه زيادتى در آن ، به نحوى كه خواهد آمد ، مبطلِ آن نيست . [1]



[1] ( 5 - ركوع ) ( حدّ ركوع ) 1 - اظهر در حدّ انحناى لازمِ در ركوع ، بلوغِ اطراف اصابع به « رُكْبه » ( مجمع عظم فَخِذ و ساق ) است و اين كه زائدِ [ از آن ] ، مستحبّ است ؛ و غير مستوى الخلقه ، منحنى مىشود به اندازهء انحناى « مستوى الخلقه » [ در ] رعايت اتّحاد در قوس دائره . و واجب نيست وضع و وصول ، بلكه [ ميزان ] امكان آنها [ است ] ، به ملاحظهء حدِّ انحناى غيرِ خارجِ از « معتدل الخلقه » به خروج فوق العاده . و امّا تفاوت در معتدل ، كه بسيار است ، پس عبرت بنا بر اظهر به « رُكْبه » و « يدينِ تقديرى » هر شخصِ مكلَّف است ، نه رجوع به غير از ساير مراتب مستوى الخلقه . و بايد انحناى مخصوص ، به نحو متعارف انجام بگيرد ؛ و اگر متمكّن از تمام آن انحنا نباشد ، به بعضِ ممكنِ از آن ، اكتفا مىنمايد . و مراتب انحنا ، مقدميّت براى انحناى ركوع در هر مرتبه دارد و قصد مقدّمه ، لازم نيست ؛ و قصد خلاف ، مضرّ نيست ، بلكه قصد ركوع ، كافى در صحّت ركوع است . [ و ] اگر چه بعد از انحناء براى غير ركوع ، حادث شود قصد ركوع ، اكتفا به آن مىشود ، بنا بر اظهر . ( عاجز از ركوع كامل ) و اظهر عدم وجوب ايماء است بر متمكّنِ از مرتبه اى از انحنا كه صالح بدليّت از ركوع باشد ، و اگر متمكّن نباشد از مرتبه اى از انحنا مگر با اعتماد از طرفى ، لازم است و مقدّم است بر ايماء و بر ركوع جالس ؛ و با عدم تمكّن از انحنا ، ايماء به سر مىنمايد ؛ و اگر ممكن نشد ، با چشمها ايماء مىنمايد به بستن براى ركوع و به باز كردن براى رفع از ركوع ، و جواز انحنا ( يعنى مرتبه اى از آن ) براى ركوع و بعد از آن ايماء با تمكّن از ركوع جالس در حدّ اختيارىِ ركوع ، خالى از وجه نيست ، بلكه وجوب آن ، محتمل است . و احوط با تمكّن ، فرق بين قيام براى ركوع و خود ركوع است براى مثل راكع به حسب خلقت به كمى از ارتفاع قبل از ركوع خودش ، يا انتصاب [ يا ] با اعتماد ، يا مزيد انحنا براى خود ركوع با قصد قيام و ركوع است ؛ و اگر ممكن نشد ، اكتفا به نيّت ركوع با ايماى به سر در مرتبه اوّل ، يا چشمها در مرتبهء دوم بنا بر احوط به قصد وظيفهء فعليّه ، مىنمايد . ( طمأنينه در ركوع ) « طمأنينه » واجب است در ركوع ، به قدر ذكر واجب ؛ و مسمّاى آن ، داخل در ركن است ، و زائدِ [ بر مسمّى ] واجب است ، مانند ذكر واجب ؛ و ترك زائد ، مثل تركِ ذكر سهواً مبطل نماز نيست . و با عجز ، طمأنينه ساقط است ؛ لكن آن چه محقّق ركوع است اگر توانست ركوعِ جالس نمايد ، گذشت در آن كه آيا ترجيحِ ركوع يا قيام مىدهد ؛ و هم چنين اگر متمكّن از مكث در انحنا نباشد اصلًا و متمكّن از ايماء صحيح باشد ، ترجيح انحنا ، محلّ تأمّل است . و با تمكّن ، ذكر را در مراتب ركوع انجام مىدهد ، يا به زيادتى انحنا ، يا در حال رفع رأس قبل از خروج از حدّ راكع . و عمداً بعضى از ذكر واجب را در خارج از صدق ركوع به سبب انحنا انجام ندهد كه مبطل نماز است بر تقدير موظَّف بودن به انحنا براى ركوع و ذكر در مراتبِ انحناى حدّ ركوع . ( رفع رأس از ركوع ) رفع رأس از ركوع و قيامِ با اطمينان ، بعد از ركوع ، واجب است ؛ و جائز نيست بدون عذر از [ قبيلِ ] مرض و نحو آن ، انحناى از ركوع به سجود بدون توسط قيام . و تداركِ قيام مىنمايد هر گاه عذر يا نسيان ، مرتفع شد قبل از سجود ؛ و هم چنين اگر بدون اختيار ، از حدّ ركوع افتاد به زمين ، پس برمىگردد براى قيام بعد از ركوع ، كما اين كه اگر قبل از ركوع افتاد بدون اختيار ، ركوع و واجبات آن را به جا مىآورد . و انتصاب بعد از ركوع لازم است اگر چه متوقّف بر اعتماد بر چيزى باشد و طمأنينه در اين انتصاب لازم است ، چنانچه گذشت ، اگر چه در مختصرى از قيام باشد . ( ذكر ركوع ) و واجب [ است ] ذكر در ركوع و سجود ، و كفايت مطلق ذكر ، خالى از وجه نيست ، و احوط اختيار سه تسبيحهء صغرى مثل : « سبحان اللَّه » يا يك تسبيحهء كبرى يعنى : « سبحان ربّى العظيم و بحمده » است ، و در سجود ، تبديل مىشود « العظيم » به « الاعلى » . ( مستحبّات و مكروهاتِ ركوع ) اظهر عدم وجوب غير « تكبيرة الاحرام » از تكبيرات نماز است حتى « تكبير ركوع » ، اگر چه مؤكّد است استحباب آن . و مستحب است « تكبير ركوع » در حال قيام ؛ و رفع يدين تا محاذات روى در حال تكبير ؛ و آن كه ركوع بعد از ارسالِ يدين باشد ؛ و آن كه يدين را بر رُكبتين بگذارد ؛ و پُر كند كفّ خود را از رُكبه ؛ و اصابع را بر عين رُكبه قرار دهد ؛ و اصابع را از همديگر جدا نمايد ؛ و رُكبه را به خلف ، ردّ نمايد به نحوى كه پشت او تسويه بشود ؛ و كشيدن گردن در حال ركوع ؛ و خواندن دعاى مأثور قبل از تسبيح ركوع ؛ و تسبيحهء كبرى را سه مرتبه فما زاد خواندن ؛ و گفتن « سمع اللَّه لمن حمده » بعد از رفع رأس و انتصاب ؛ و خواندن دعاى مأثور بعد از آن ؛ و رفع امام صوت خود را به ذكر ركوع . و مكروه است در حال ركوع وضع يَدَيْن زير همهء رختها ، بلكه در اثناى نماز مطلقا ، و قرائت قرآن در حال ركوع ، كراهت مناسبهء عبادت را دارد .

368

نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 368
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست