responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 246


سمت راست ، تا اين كه سايه ، مثل شاخص شود . و وقت فضيلت نماز عصر ، بعد از نماز ظهر است تا آن كه سايهء شاخص ، دو مثل آن شود ، ولى امتداد وقت فضيلت تا بعد از مثل و مثلين ، به مقدار اداى فريضه ، در خصوص تابستان ، منصوص است .
و بعد از فضيلت نماز ظهر و عصر ، وقت اجزائى است ، امّا اجزائى ظهر ، بعد از فضيلت ظهر است تا آخر وقتش ؛ و اما اجزائى عصر ، دو وقت است : يكى پيش از وقت فضيلت و يكى بعد از وقت فضيلتش تا آخر وقتش ؛ و وقت فضيلت مغرب ، از وقت غروب است .
كفايت استتار قرص براى وقت نماز مغرب 1 - و اعتبار ، به سقوط قرص است از ارض مستويه فعلًا يا تقديراً . و احتياط استحبابى ، در رعايت زوال حمره از ناحيهء مشرق ، به ناحيهء مغرب است ، زيرا جمع عرفى بين طائفتين متعارضتين ، واضح و موجب حمل بر احتياط و استحباب است .
و با اين ترتيب ، نوبت به مرجِّحات صدور از قبيل شهرت و مخالفت عامّه نمىرسد ، بلكه در « خلاف » غير اين قول را از اصحاب ما نقل نكرده ، پس حمل كرده است روايات مخالفه را بر اماريّت يا استحباب . و كلام در وقت عشا اوّلًا و آخراً ، مذكور شد .
وقت نافله شب و وقت نماز شب ، بعد از نصف شب است . و تقديم آن بر نصف ، براى معذور و كسانى كه خوف فوت آن دارند از هر سببى باشد جايز است .
و آيا جايز است عمداً بدون عذر و خوف فوت ، تقديم شود ؟ در روايات معتبره ، تصريح به افضليّت در وقت مذكور با امتداد در تمام شب شده است ؛ و اين روايات موافقت دارند در اين جهت ، با ظاهر آيهء شريفه كه در سورهء « مزمّل » است .
اظهر تعدّد مطلوب است در « صلات ليل » و ايقاع در وقت ، مثل نوافل نهاريّة و مثل كثيرى از مختصّات نوافل ، و قياسِ به فرائض نمىشود .
و ممكن است مراد از حكايت اجماع ، توقيت باشد ، نه عدم مطلوبيّت مطلق ، و افضليّت قضا ، منافات با جواز تقديم ندارد ، مثل معذور ؛ بلكه مطلقِ در مطلوبيّت با تفاوت مراتب در وقت و بعد از وقت و قبل از وقت ، ممكن است و في الجمله ثابت است .
و در روايت « مرازم » اشاره به حكمتِ افضليّتِ قضا شده است .
و شمول جواز تقديم براى معذور يا مطلقاً ، دو ركعت فجر را كه ادا است بعد از فجر ، به ملاحظه جوازش در نماز شب ، خالى از اشكال نيست ، بلكه متيقّن از جواز تقديم ، مقابلِ قضا است . و عدم تقديم در آن دو ركعت ، احوط است ، چنانچه منقول از « روض » است ، بخلاف « وتَرْ » كه مقدّم مىشود مثل بقيّهء صلات ليل . و اكتفاى به قصد قربت در مقدّم بر نصف و در غير اوقات خاصه در نوافل روز ، طريقه احتياط است .
بلكه احوط براى معذور و غير آن در تقديم صلات ليل ، تأخير از عشا بدون نيتِ خصوص ادا يا تعجيل است ، بلكه به قصد امر فعلى به جا آورد و اگر چه قصدِ ادا از معذور ، خالى از وجه موافق با موثق « سماعه » در مسافر نيست .
وقت فضليّت نماز شب و هر چه از نصف به فجر نزديكتر باشد ، ايقاع نماز شب افضل است از تقديم بر آن ، يعنى تقديم جميع ، پس منافات با رجحانِ تفريقِ في الجمله ، بر دفعهء واحده ندارد ، افضليّت مذكوره ، چنانچه مقتضاى اجماعِ منقول است . و شايد اين معنى ، مغنى از تحقيق معناى « سَحَر » است كه ايقاع در آن افضل است ، و دور نيست تفسير آن به سُدس اخير شب . و مقدار ايقاع نماز شب به نحو متعارف ، تماماً داخل در سحر است يقيناً .
نهايت وقت نماز شب و نهايت وقت نماز شب ، بدايتِ وقت فريضهء صبح كه طلوع « فجر صادق » است مىباشد و در اين وقت ، نماز شب ، قضا است ، پس در صورت فوت نماز شب تا اين وقت ، نافلهء صبح را به جا آورد و بعد فريضهء صبح را از اول فجر صادق تا طلوع حمرهء مشرقيه ، با استثناى قدر فريضه ، يا بدون آن كه وقت فضيلت صبح است ؛ و بعد از اين وقت ، ابتداى به فريضه مىشود .
اگر چهار ركعت نافله شب را قبل از فجر به جا نياورده و اين حكم يعنى تأخير نماز شب در صورتى است كه چيزى از آن را به جا نياورده باشد ، يا آن كه كمتر از چهار ركعت به جا آورده باشد ، كه دور نيست در اين دو صورت ، تقديم فريضه با نافله اش ، افضل از تقديم قضاى نماز شب باشد ؛ لكن خصوص يك نماز كه به آن مشغول شده و يك ركعت را قبل از فجر به جا آورده ، محتمل است كه قطع آن مرجوح باشد در صورتى كه شروع ، به اعتقاد سعهء وقت براى تمام نماز شب بوده است .
و اگر در وقت شروع هم معتقد ضيق وقت بوده ، پس طلوع فجر بعد از چهار ركعت ، ضرر به اتمام نمىرساند ؛ و قبل از چهار ركعت ، شايد ترجيح در تأخير بقيّه است از فريضهء صبح و نافله اش بعد از اتمام خصوص نمازى كه يك ركعت آن را قبل از فجر به جا آورده است اداءً ، يا كمتر از يك ركعت به غير قصد اداء . و احتمالات ديگر ، مرجوح مىباشد بالنسبه به مذكور ، كه قريب به وجه سوّم از وجوه نه گانه مذكور در « جواهر » است .
اكتفاء خائف طلوع فجر به شفع و وتر و دور نيست كه خائفِ طلوع فجر قريباً ، اكتفا به وتر نمايد سه ركعت ، يا يك ركعت ، يا به اختلافِ خوف ، و بقيّه را قضا نمايد بعد از فريضهء صبح و نافلهء آن .
مراد از نيمه شب شرعى مراد از نصف شب كه موضوع حكم عشائين و انتهاى وقت اختيارى آنها يا مطلقاً و وقت نماز شب است به نحو مذكور ، « نصف ما بين غروب و طلوع فجر » است ، نه « طلوع آفتاب » .
اگر چهار ركعت نافله شب را قبل از فجر به جا آورده و اگر چهار ركعت از نماز شب را به جا آورده ، مىتواند اتمام كند نماز شب را ، اگر چه طلوع فجر ثانى ، بعد از چهار ركعت شده است ، مادامى كه خوفِ فوتِ فضيلتِ فريضه نباشد ، بلكه اولويّت تخفيف در اتمام به اكتفا به قرائت حمدِ تنها ، خالى از وجه نيست ، و مىتواند مشغول به فريضه و نافله اش بشود و بقيّه نماز شب را بعداً قضا نمايد .
و در صورت ارادهء تأخير نافله از فريضه ، پس اولى اين است كه اگر مىتواند وتر را با آن چه به جا آورده از چهار ركعت نماز شب ، به جا آورد قبل از فجر صادق و بقيهء نماز شب را قضا نمايد .
وقت نافلهء صبح و وقت نافلهء فجر ، قبل از فجر و فجر و بعد از آن تا طلوعِ « حمرهء مشرقيّه » است ، كه بعد از آن ، اولى به وقت ، فريضهء صبح است .
و امّا [ آيا ] راجح در اين صورت ، تأخير نافله است ، يا آن كه بعد از « حُمرهء مشرقيّه » وقت نافله ، خارج شده است ؛ و اگر در وقت اجزائىِ صبح به جا آورده شود و مفوِّت فريضه نباشد ، صحيح نيست ؟ مشهور دوّم و احوط است ؛ و محتمل است اوّلِ فضيلتش بين الفجرين باشد و دسّ آن در نماز شب جايز است به نحو اعمّ از توقيت . و تقديم آن بر فجر اول منفرداً از نماز شب ، مشكل است .
[ احكام متفرقه متعلق به وقت فضيلت و وقت اجزائى است ] خواندن نافله و نماز قضا ، در وقت فريضه تنفّل در غير وقتِ فوتِ فريضه ، جايز است اگر چه به غيرِ راتبه باشد ، بلى گاهى فضيلت وقت يا اوّل وقت ، فوت مىشود بلا بدل ، و در وقت ضيق فريضه و فوت آن ، مقارنِ ترك واجب است ، نه آن كه خودش حرام باشد ، پس صحّتش به نحو ترتّب ، مانعى ندارد .
و هم چنين قضاى فرائض در وقت حاضره بدون تفويت حاضره [ جائز است ] ، اگر چه شريكه ، در وقت اختصاصِ به غير ، صحيح نيست اداءً ، چون در غير وقت است ، نه چون تركِ واجب و مفوِّت آن است .
خواندن نافله براى كسى كه نماز واجب بر عهدهء اوست و هم چنين تنفّل از كسى كه بر او فائته باشد يا نماز واجبى به اجاره و نحو آن [ جائز است ] ، چه مجتمع با فريضهء حاضره باشد و چه مفترق ، تطوّع در اوّل به راتبه باشد يا نافله ديگر .
و نذرِ تطوّع ، موجب خروج از محل بحث است اگر منذور ، مطلق باشد ؛ و إلَّا مبنى بر اختيار جواز تنفّل در وقت فريضه است ، چنانچه گذشت ميزانِ ادراك وقت در ثبوت قضا چنانچه يكى از اعذارِ مانعهء از تكليف به نماز مانند جنون و حيض و اغماء در وقت ، حاصل شد بعد از گذشتن مقدار يك نماز با ساير شروط به حسب حالِ مكلَّف و ادا نكرده بود ، قضا واجب است . و در صورتى كه كمتر از مقدارِ واجبِ اختيارى و اضطرارىِ محقّق ، وقت داشته ، قضا واجب نيست . و فرقى در اين حكم بين عذر در ابتدا و اثناى وقت نيست .
و بعد از زوال مانع در آخر وقت ، اگر ادراك كرد مقدار يك ركعت را در وقت با ساير شروط به نحو اعمّ از واجب اختيارى و به حسب حال مكلَّف ، ادا واجب است ؛ و بر تقدير ترك ، قضا واجب است .
و اگر كمتر از اين مقدار را ادراك كرد ، ادا واجب نيست ؛ و اگر ادراك كرد يك فريضه را ، فقط همان يكى واجب است اداءً و قضاءً ، مثل آن كه « حاضر » ، ادراك كند مقدار چهار ركعت قبل از غروب را كه ، فقط عصر واجب مىشود اداءً و قضاءً .
پس اگر مقدار پنج ركعت را ، قبل از مغرب ، يا قبل از نصف شب ، يا قبل از طلوع فجر به قولى ادراك كرد ، هر دو فريضه يعنى ظهرين و عشائين در دو وقت مذكور ، واجب مىشود اداءً ؛ و اگر به جا نياورد ، قضاى آنها واجب است ؛ و اگر فقط مقدار چهار ركعت را ادا كرد قبل از غروب ، فقط عصر واجب است اداءً و با ترك ، قضاءً ؛ و فقط عشا قبل از نصف شب واجب مىشود اداءً ، و اگر ترك كرد ، قضاءً ، چنانچه ذكر شد ، نه مغرب و عشا هر دو بنا بر اظهر كه شروع در وقت اختصاصى در شريكه سابقه جايز نيست ، اگر چه الحاق به يك ركعت سابقه كه ادراك كرده جايز است با تمكَّن از يك ركعت از شريكه لاحقه ، چنانچه مستفاد از روايت « داود بن فرقد » است .
و اگر سهواً تقديم عصر كرد در وقت مشترك و فقط براى ظهر ، وقت مختصّ ، باقى است ، احتياطاً در ظهر ، قصد ما في الذمّه نمايد .
و اگر مسافر ، وقتِ مقدارِ كمتر از چهار ركعت براى عشائين دارد ، عشا را به جا مىآورد ؛ و چون بيش از يك ركعت وقت دارد ، احتياطاً مبادرت به مغرب ، بعد از عشا مىنمايد ، به قصد ما في الذمّه .
بلوغ در اثنا يا بعد فراغ از نماز اگر « صبىّ » يا « صبيّه » بالغ شد به مثل سنّ در اثناى نماز يا بعد از فراغ از آن ، اظهر جواز اكتفا به آن نماز است در سعهء وقت . و اظهر لزوم اتمام است در ضيق وقت از نماز واجبِ اختيارى ، فضلًا از اضطرارى ؛ و احوط عدم اكتفا ، به مندوبهء از واجبه است مطلقاً .
و اگر ما بعد از بلوغ ، كافى براى يك ركعت نباشد ، پس احوط اتمام است . و در صورتِ تمام ، يا آن كه بلوغِ مذكور بعد از فراغ از نماز مندوب باشد ، قطعاً قضا واجب نيست در صورت مذكوره .
حكم علم و ظن و اطمينان به دخول وقت متمكَّن از تحصيلِ علمِ به دخول وقت ، نمىتواند اكتفاى به ظنِّ به دخول وقت ، در قطعِ استصحاب نمايد .
و اظهر جواز اعتماد به اذان عدلِ عارفِ به وقت است ، فضلا از عدلين عارفين .
و احوط با تمكَّنِ از تحصيل علم يا ظنّ اطمينانى ، تأخير است تا وقت حصول آنها ؛ و اين احتياط در صورتى كه رفعِ ترديد ، به مجرّد نظر در افق مىشود قطعاً يا احتمالًا ، لازم بلكه في الجمله متعيّن است .
فقدان علم و اماره به وقت و در صورت عدم تمكَّن از علم و امارات معتبره ، پس مثل اعمى و محبوس ، به ظنّ غالب ، اگر چه حاصل از قول غير باشد ، اكتفا مىنمايد ، اگر چه احتياط در تأخير مفيدِ علم يا اطمينان يا ظنّ اقوى است ؛ و در غير اينها با احتمال علم يا اطمينان به سبب تأخير و تعذّر آنها فعلًا ، پس اگر احتمال ظفر به موجب علم يا اطمينان از غير ناحيهء تأخير يا امارهء معتبره مىدهد ، احتياط در تأخير است .
و اگر منحصر است علم و اطمينان در تأخير مفيد آنها ، محتمل است جواز عمل به مطلق ظنّ در اوّل وقتِ حصول آن ؛ و احتياط در انتظارِ مذكور است ، اگر مستلزم عسر و حرج نباشد .
اتيان نماز قبل از وقت با ظن به وقت چنانچه به جا آورد نماز را با ظنِّ معتبر در آن حال ، و بعد از فراغ معلوم شد كه تمام آن نماز ، قبل از دخول وقت بوده ، باطل است و لازم است اعاده يا قضاى آن .
و هم چنين است تبيّن بعد از دخول در ركوع ثالثه ، مگر در صورتى كه عدول به فائته يا نافله ، مشروع باشد كه بر اين تقدير ، با عدول صحيح مىشود تا محل عدول باقى باشد ، چه قبل از ركوع ثالثه باشد يا بعد از آن .
و اگر داخل شد وقتِ غيرِ مختصِّ به شريكه قبل از فراغ ، اگر چه قبل از تحقق سلام باشد ، صحيح است اگر دخولش در نماز با ظنّ ، كافى در جواز دخول بوده ؛ و هم چنين اگر قاطع بود به دخول وقت .
حصول علم يا تذكَّر به دخول وقت در وسط نماز و بعد از آن و امّا با مصادفت [ به ] علم به دخول ، در اثنا يا بعد از فراغ ، با مطلق جهل يا نسيان به موضوع يا حكم ، با حصول قصد قربت و موافقت تمامِ نماز با وقت ، پس ظاهر ، صحّت آن است ؛ بلكه اظهر صحّت است در صورتى كه به رجاءِ دخول به جا آورد با عزم [ به ] اعاده بعد از سؤال و اجتهادِ مقدور ، اگر كاشف بشود از عدم دخول در وقت شروع با مصادفت تمام نماز با وقت ، اگر چه علم يا حجّت ، متاخّر بوده حصول آن .
اگر ناسى ، در اثناى نماز متذكَّر شد ، جايز است قطع و استيناف بعد از مراعات ، و احوط اتمام به رجاء مصادفت و اعاده بعد از رعايت و انكشاف عدم مصادفت تمام يا بعض با دخول وقت است ؛ و اظهر جواز اكتفا به آن است بعد از ظهور مصادفت تمام با وقت بعد از مراعات به علم يا ظنّ موظَّف .
عدم تفاوت ظنّ به دخول وقت و ظنّ به خروج وقت در ظنّ مسوِّغ نماز ، فرقى بين ظنّ به دخول وقت يا خروج آن نيست ، پس اگر با ظنّ به وقت ، نماز را اداءً خواند ، بعد از فراغ يا در اثنا ، معلوم شد خروج ، يا آن كه با ظنّ به خروج ، نماز را قضاءً خواند ، بعد يا در اثنا ، معلوم شد بقاى وقت و نيّت را در اثنا تغيير داد ، نماز صحيح است بر طبق انكشاف با قصد امرِ فعلى مستمرّ تا آخر اگر چه در تطبيق معذور بوده است بنا بر اظهر .
وقت فضيلت نمازهاى يوميه و موارد استثنا افضل ، اتيان هر نمازى در اوّل وقت فضيلت آن است در غير مواردى كه استثنا شده است .
و فضيلت عشا ، ادراك مىشود در اوّل سقوطِ شفق مغربى ؛ و قبل از اين وقت ، مجزى است ، مثل بعد تا نصف شب .
و آيا ادراكِ فضيلت مىشود قبل از سقوط براى فارغ از نافله مغرب ، يا غير متنفّل ؟ محلّ تامل است در غير معذور .
و افضل براى متنفّل ، تأخير ظهر است تا قدمين ؛ و براى عصر ، تا چهار قدم . و با تأخير تا مثل و مثلين ، وقت فضيلت آنها ادراك مىشود براى متنفّل ، لكن اظهر افضليّت رعايت قدمين و چهار قدم است .
و اندازهء تفريقِ مسلَّم از حضرت رسول صلى الله عليه و آله معلوم نيست ، و ممكن است [ كه ] با رعايت مصالح اوقات و ترخيص و تسهيل بر امّت مختلف بوده ؛ بلكه اگر متّفق بود ، به نحو متواتر نقل مىشد ، چنانچه جمعِ بدون علَّت هم ، ثابت است از ايشان ، بلكه افضليّتِ تأخير مطلقاً ، براى غير معذور و مُتنفِّل ، ثابت نيست ، و الله العالم .
مفيض از « عرفات » تأخير مىاندازد مغرب را تا رسيدن به « مزدلفه » ، كه در آن جا هر دو نماز را جمع نمايد ، اگر چه نماز مغرب تا ربع شب طول كشد و اين افضل از تقديم است .
و عشا مطلقا ، تأخير آن از ذهابِ شفقِ مغرب ، افضل است ، يا براى خصوص متنفّل ، چنانچه ترديد در آن گذشت .
متنفّل تأخير مىاندازد ظهرين را از اوّل وقت تا نافله را تمام كند ، يا قدمين و چهار قدم اگر چه متنفل نباشد ، يا براى خصوص متنفل .
و تأخير عصر ، تا چهار قدم براى متنفّل يا مطلقا ، ثابت است و تا مثلين ، واجد مرتبه اى از فضيلت هستند ، لكن رجحان تأخير آن بر اول وقت مطلقاً ، ثابت نيست ؛ و هم چنين نسبت به مثل در ظهر ، چنانچه گذشت .
و از عمل نبى اكرم صلى الله عليه و آله استحباب تفريق ، براى غير متنفل ثابت نيست و بر تقدير تسليم ، ازيد از دو قدم و چهار قدم ، ثابت نيست .
مستحاضه كبرى ظهر را تأخير مىاندازد ، تا به عصر به يك غسل ، اكتفا نمايد ، و هم چنين در مغرب و عشا به نحوى كه در محلَّش مذكور است ؛ و جايز نيست دو نماز را با يك غسل به جا آورد با تفريق به نحو متقدّم در محلَّش .
و تأخير صاحبان عذر ، به رجاء ارتفاع عذر ، اگر واجب نباشد ، راجح است ؛ و هم چنين [ راجح است ] تأخير براى ضرورات غير لزوميّه و مُكمّلات عبادت . و اكتفاى مربّيه به يك غَسلِ جامه براى ظهرين ، و هم چنين [ راجح است ] تأخير [ براى ] كسى كه بر او قضا لازم است تا ادا نمايد واجب قضائى را ؛ و مدافعهء حدثها ؛ و انتظار يقين به وقت در وقت جواز عمل به امارات يا ظنّ ، اگر واجب نباشد ، تأخير ؛ و مستعجل براى وصول به منزل و طلب ابْراد در هواى گرم ، و شايد مواردش از حيث رخصت و استحباب مختلف باشد . و اين ابرادِ مطلوبِ در ظهر ، تا « مثل » است كه نهايتِ نفليّتِ آن است در غير واقعِ ابراد .
و از اين قبيل است تعجيل عصر « عرفه » به جهت اشتراك در ترك فضيلت اوّل وقت في الجمله به نحو متقدّم . و بقيّه موارد استحباب تأخير ، مذكور است در « شرح نفليّه » و « حدائق » .
اشتغال به لاحقه در وقت ترك يا بطلان سابقه اگر به اعتقاد به جا آوردن ظهر ، مشغول به نماز عصر شد و در اثنا ، متذكَّر شد ترك ظهر يا بطلان ظهر را ، عدول مىنمايد در نيّت ، به ظهر ، قبل از اين كه فعل ديگرى به جا آورد .
و هم چنين در عشا با عدم تجاوز محلّ عدول به دخول در ركنى از ركعت رابعه يا واجبى به نحوى كه مذكور مىشود .
و بعد از اتمام ظهر يا مغرب ، به جا مىآورد عصر يا عشا را هر گاه نماز را در وقت اشتراكى به جا آورده ؛ و امّا اگر در وقتِ مختصِّ به آن كه عدول به سوى او مىكند باشد ، پس خالى از اشكال نيست .
و هم چنين اگر نماز را در خارج وقت ، به قصد عصر به جا آورد و در اثنا ، وقتِ اختصاصىِ ظهر داخل شد و به عدول ، نماز را ظهراً اتمام نمايد ، اشكال مذكور در آن جارى است ؛ و احتياط در اتمام بعد از عدول و فعل دو نماز بعد از فراغ ، ترك نشود .
و در مختصِّ به معدول عنه ، عدول جايز نيست ، چنانچه واضح است . و اگر متذكر شد بعد از فراغ ، پس اگر در وقت اختصاصى ظهر يا مغرب ، عصر يا عشا را انجام داده ، اعاده مىنمايد بعد از ظهر ، عصر را و بعد از مغرب ، عشا را ، مگر آن كه قصدش [ وظيفهء فعليّه بوده و ] خطأ ، در تطبيقِ وظيفهء فعليّه و به منزلهء غلطِ در عبارت باشد ، كه در اين صورت ، صحيح است ظهر بر طبق وظيفه ، نه قصدِ مبنىّ بر خطأ ، و بعد از آن ، عصر را به جا مىآورد .
و اگر در وقتِ اشتراكىِ [ ظهر يا مغرب ، عصر يا عشا را ] انجام داده ، سابقه را به جا مىآورد ، مگر در صورت قصد وظيفه فعليّه با خطأ در تطبيق ، كه گذشت .
و اگر داخل شد وقت مشترك در اثنا ، اكتفا به آن نموده براى عصر و عشا ، و سابقه را به جا مىآورد در فرض تذكَّر بعد از فراغ .
عدول به نماز بعد و اگر در اثناى ظهر يا مغرب ، متذكَّر شد به جا آوردن آنها را ، جايز نيست عدول به لاحقه ، مگر در صورتى كه قصد وظيفه فعليّه ادائيّه داشته و اشتباهاً تطبيق به ظهر يا مغرب كرده كه با نيّتِ مخصوصِ به لاحقه ، اتمام مىشود ، مثل صورت غلطِ در عبارت در نيّت .
تبدّل نيّت مسافر و مقيم در اثناى نماز در آخر وقت مسافر اگر وقتِ چهار ركعت داشت و نيّت ظهر كرد و مشغول به آن شد و در اثنا ، نيت اقامت كرد ، نماز [ ش ] باطل است و عدول جايز نيست ، پس قطع ظهر كند و شروع به عصر نمايد ، لكن اگر نيّت ، اختيارى است احتياط در ترك آن است .
و اگر مقيمِ مشغول به عصر ، نيّت سفر كرد ، پس عدول مىكند به ظهر و بعد از آن عصر را به جا مىآورد ؛ و اختيارى اين نيّتِ سفر واجب نيست على الاظهر .
اوقات مكروهه در نوافل مبتدئه كراهت نماز « نافلهء غير موقّته » به معناى اقليّت ثواب از مثل آن در غير اوقات خاصّه ظاهر است در وقت طلوع و غروب و انتصاف آفتاب و بعد از نماز صبح تا طلوع و بعد از نماز عصر تا غروب ، بلكه تا بعد از نماز مغرب ؛ و دو ركعت وقت زوال روز جمعه ، كراهت ندارد .
و از تفسيرِ كراهت ، ظاهر است كه نذر نافله در اين اوقات جايز و نماز هم صحيح و واجب مىشود بنا بر اظهر ، چه مطلق باشد نذر و چه مقيّد ؛ بلكه مطلق واجبات از نماز را مىتواند در اوقات مذكوره به جا آورد ؛ و مكروه نيست بنا بر اظهر ، مثل قضاى فرائض و غير آن .
و كراهت ندارد آن چه كه سبب مخصوصى دارد ، مانند نماز زيارت و حاجت و طواف مندوب و قضاى نوافل مرتّبه مطلقا ، و در خصوص بعد از فجر تا طلوع و بعد از عصر تا غروب ، منصوص است در مكاتبهء « ابن بلال » بنا بر اظهر در معناى روايت ؛ و [ نيز كراهت ندارد ] نماز « احرام » و نماز « غدير » و « استسقاء » و « تحيّت مسجد » و نماز ازمنه و امكنه مخصوصه فاضله ، بلى در بعضى استخارات رقاع كه در خبر « احمد بن محمد بن يحيى » ( وسائل باب 2 ) وارد شده است التزام به افضليّت تحرّى غير بين الطلوعين و بين عصر و غروب يا با كراهت در اين دو وقت ، وجود دارد كه استثنا شده در آن روايت از فعل نماز استخارهء مخصوصه با فريضه .
و مراد از نوافل مبتدئهء مكروهه ، آن است كه شروع به آنها در اوقات خاصه باشد ، نه از اعمّ از بقاى در آنها ، بخلاف ذوات الاسباب گذشته كه شروع هم مكروه نيست .
و اظهر عدم كراهت [ است ] در سجودهاى مستحبّ در اوقات خاصّه مذكوره ، مانند سجده شكر و سجدهء تلاوت اگر مستحب باشد .
و قضاى نوافلِ [ ليل ] ، در ليل و نهار و قضاى نوافل نهار ، در نهار و ليل ، جايز است و رعايت مسارعت [ و ] مماثلت ، موجب فضل است ؛ پس اگر جمع شد مثل قضاى ليليّه در همان شب و قضاى نهاريّه در همان روز ، معلوم است ؛ و گر نه افضل ، رعايت مماثلت در صورت دَوَران امر بين مماثلت و مسارعت است ، و الله العالم .
جهر و اخفات [ در نماز قضا ، اعمّ ] از فرض و نفل ، تابع زمان فوت و خصوصيتِ كيفيّتِ فائت است ، نه زمان قضا . . تا برطرف شدن شفق مغربى و آن ،

246

نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 246
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست