responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 182


عورت به اينها غير از مغصوب است با رعايت اذن ذوى الحقوق .
خروج كفن از اصل مال س كفن واجب را ، از اصل مال برمىدارند ، يا از ثلث ؟
ج از اصل مال برمىدارند هر چند مديون باشد ، مگر زن كه كفن او بر ذمّهء شوهر است هر چند زن مالدار باشد ، و احوط اخراج از تركهء زن است اگر زائد بر مستثنياتِ دين ندارد .
حنوط و واجب است بعد از غسل ، « حنوط كردن » ؛ و آن مسّ [1] نمودن هفت موضع سجود است به كافور ؛ و كفايت مىكند در آن ، مسمّى . و اين حنوطْ مخصوص از براى ميّتى است كه [2] مُحرِم نباشد و اگر مُحرِم باشد ، بوى خوش ابداً نزديك او نبرند ، مگر آن كه بعد از طواف ، [3] مرده باشد كه در اين صورت ، قول به جواز ، خالى از قوّت نيست .



[1] احوط جمع بين مسح و وضع است .
[2] و هم چنين غُسل با آب كافور .
[3] اظهر كفايت طواف زيارت است در سقوط اين حكمِ مُحرم . ( خروج نجاست از ميّت هنگام غسل يا بعد آن ) مسأله : چنانچه از ميّت نجاستى بعد از غسل يا در اثناى آن خارج شود ، كافى است شستن آن نجاست ، و غُسل يا بعض آن اعاده نمىشود بدون فرق بين انحاى نجاست خبثيّه و حدثيّه . و اگر خروج نجاست ، بعد از تكفين باشد ، احوط غَسل بدن و كفن است يا تبديل آن ، ما دام متعذّر نباشد و در قبر گذاشته نشود ، اگر چه عدم وجوب و اكتفاى به قطع كردن نجاست از كفنِ غيرِ ساتر عورت ، خالى از وجه نيست . و اگر بعد از وضع در قبر خارج شود ، جايز است اكتفا به بريدن متنجّس از كفن ، و جايز است شستن بدن و كفن يا تبديل آن در صورت عدم استلزام محذورى از قبيل هتك ميّت . و در صورت تفاحش نجاست و كثرت مقطوع ، بر تقدير قَرْض ، يا فقد ساترِ عورت ، احوط اكتفا به ممكن از تبديل يا شستن است . و در صورت عدم امكان هر دو يا تعذّر آنها و دوران امر بين برهنگىِ مذكور ، يا باقى گذاشتن نجاست كفن ، احوط رعايت اقرب به محافظت بر ميّت است از انهتاك به نجاست خاصّه يا برهنگى مذكور . ( بودن كفَن زوجه بر زوج ) مسأله : كفن زوجه بر زوجِ موسِر است . و اظهر عدم فرق بين اقسام زوجه است از حيث : آزادى و كنيزى ، و ناشزه و غير آن ، و دائمه و منقطعه ، و صغيره و كبيره ، مدخول بها و غيرها ، و مجنونه و عاقله ، و معتدّه در عدهء طلاق رجعى ، نه بائن و نه محلَّله . و احوط لحوق ساير مصارف تجهيزات است به كفن ، از قبيل : سدر و كافور و آب غسل و لوازم واجبهء دفن . و احوط توافق زوج با ورثهء زوجه است در صورت يسار زوجه ، به مصالحه و رعايت احتمال استحقاق بر زوج و عدم آن ؛ و در صورت عدم تمكّن زوج اصلا يعنى نداشته باشد زائد بر مستثنى براى مُعْسر را حتّى با آن چه از زوجه به او به ارث رسيده باشد ، هم چنين اگر محجور باشد به سبب افلاس ، اظهر اين است كه كفن ، از تركه زوجه است . سقوط كفن با عدم تمكّن زوج حتّى از تركهء زوجه ، وجهى ندارد ؛ و در صورت تمكّن زوج از بعضِ كفن ، واجب است مقدور ، بر زوج و غير مقدور ، از تركهء زوجه و محتمل در صورت زايد از مستثنيات بودن است مزاحمتِ وجوبِ كفن با ساير واجبات ماليّة از انفاق و اداى ديون بر زوج . و محتمل است لحوق آن به نفقهء عيال در يك شب و روز بنا بر احتياط لزوماً ترك نشود . و احوط تأخير دفن است تا آخر زمان امكان بدون انهتاك در صورت احتمال تجدّد يسار زوج يا تحصيل تركهء زوجه ، يا پيدا شدن باذِل ، و در صورت لحوق اين امور بر دفن ، تأمل است . و رعايت اشدّ از مرتبهء هتك يا احترام ، خالى از وجه نيست در نبش قبر و در برهنه بودن ميّت . و با مرهون بودن مال زوج ، وجوب ندارد بنا بر اظهر الا آن مقدارى كه ممكن است تحصيل آن از زائد بر قدر دَين ، چنانچه در انفاق واجب است . و در صورت اقتران موت زوجين ، كفن زوجه از مال خودش است نه از مال زوج ، بخلاف صورت سبق موت زوجه ، كه كفن ، از مال زوج است . و اگر يك كفن بيش ندارد ، خودش مقدّم است بر كفن زوجه ، مانند ساير ديون در صورتى كه موتش ، قبل از دفن زوجه واقع شود . اگر متبرّعى از مال خود كفن را داد ، از زوج ساقط است . ( كفن واجب النفقه و عبد ) و بر شخص ، كفنِ واجب النفقه از اقارب ، نيست . و كفن مملوك ، بر مالك است در همه اقسام مملوك ، و آن كه بعض او محرّر است بر حسب مقدار مملوك ، استحقاق كفن بر مالك دارد و هم چنين رعايت نسبت در مالكهاى شركا مىشود ؛ و در امهء مزوّجه ، تأمل است در استحقاق بر مالك يا زوج ، و احتياط در توافق به صلح است . ( كفن از اصل مال اخراج مىشود ) و كفن شخص ، از اصل تركهء او مأخوذ است قبل از دين و وصايا و ميراث ؛ و هم چنين ، غير كفن از لوازم تجهيز و محتمل است تقديمش بر حق مرتهن و مجنىّ عليه و غرماى مفلَّس ؛ و تقديم در اخير ، اظهر است ؛ [ و ] احوط رعايت مذكور و حق ميّت است . و اگر [ به ] قدر كفن نگذاشته و واجب التكفين از مال شخصى نيست ، وجوب تكفين ساقط است و جايز است برهنه دفن شود ، مگر كسى از مسلمانها بذل نمايد . و هم چنين ، ساير اموالى كه قبل از دفن بايد صرف شود از سدر و كافور و امثال آنها . و احتياط مناسب از قبيل استرضاى دُيّان و ورثه در غير كفن از واجباتِ تجهيز ترك نشود . ( سقوط بعض اجزاى ميت ) اگر چيزى از اجزاى ميّت ساقط شود ، در كفن او گذاشته مىشود بعد از تغسيل آن چه محتاج به غسل است . ( مستحبّات غسل ميّت ) در ذكر جمله اى از مستحبّات معروفهء غسل ميّت كه احوط آن است كه به رجاء ثواب به جا آورده شوند : وضو دادن ميّت ؛ محل تغسيل ، مرتفع و محلّ پاهاى ميّت منحدر باشد ؛ رو به قبله گذاشته شود در حال تغسيل مانند محتضر ؛ در زير سايه غسل دهند ؛ پيراهن او را شكافته و از طرف پاهاى ميّت بيرون آورند ؛ ستر عورتين ميّت با عدم ناظر محترم شود ؛ انگشتهاى ميّت تليين شود با رفق به او ؛ قبل از تغسيل ، سر و جسد ميّت را با رغوهء سدر بشويند و فرج او را با اشنان ؛ و دستهاى ميّت را شستشو دهند سه مرتبه ، ابتداى به طرف راست سر ، در تغسيل نمايند قبل از طرف چپ سر ؛ در هر غسلى هر عضوى را سه مرتبه بشويند ؛ مسح نمايند شكم ميّت را قبل از غسل اوّل و دوم با رفق در غير حامل ؛ غسل دهنده در طرف راست ميّت بايستد ؛ حفيره اى رو به قبله حفر نمايند براى سرازيرى آب غسل در آن محلّ ، بدن ميّت را خشك نمايند بعد از انجام غسل آخر با جامه اى . ( مكروهات غسل ميّت ) و مكروه است : نشاندن ميّت در حال تغسيل ؛ و بريدن ناخنها و موهاى ميّت ؛ و اين كه در زير پاهاى غسل دهنده او را قرار دهند در حال غسل ، و ارسال آب غسل در محل بول و غايط بلكه مطلق بالوعه نجاسات بنا بر احوط . ( مستحبّات كفن ) در مستحبّات كفن و لواحق آن كه به رجاء ثواب به جا آورده مىشود ، اگر چه ثابت است استحباب جمله اى : [ از آن جمله اين كه ] غسل دهنده قبل از تكفين ، غسل نمايد يا وضو بگيرد ؛ زياد شود براى مرد ، « بُرد يمانى عبرى » و پارچه خامسه براى بهم پيچيدن دو رانِ ميّت كه طول آن سه ذراع و عرض آن يك شبر باشد ؛ زياد شود « عمامه » براى مرد كه طولًا تحت الحنك آن از دو طرف سينه گذاشته شود و عرضاً صدق عمامه كند ؛ كفن از پنبه و سفيد باشد ؛ كفن را با « ذريره » خوشبو نمايند ؛ با « تربت حسينيّه » عليه السلام بنويسند در بالاى كفن ، اقرار ميّت را با اسم او به شهادتين ؛ و اگر تربت نباشد ادا مىشود مستحبّ با آب غير سياه شده ؛ بين اليتين را از مرد و زَن از پيش و عقب بگيرد با پنبه اى كه آن جاها بگذارد ، محكم نمايد دو پستان زن را با لفّافه كه پيچيده مىشود بر آنها و بسته مىشود در پشت او ؛ عوض عمامهء مرد ، قناعى براى زن زياد شود كه به پوشاند سر او را ؛ ( مستحب در حنوط ) ساييده شود كافور با دست ؛ زائدِ بر كافور كه در مساجد گذاشته مىشود ، روى سينهء ميّت بگذارند ؛ و كافور حنوط از يك درهم و چهار درهم و سيزده در هم و ثلث ، مراتب فضل آن است ؛ ( استحباب جريدتين ) دو چوب سبز با ميّت گذاشته شود از « سَعف خرما » يا « سدر » يا « بيد » يا هر درخت كه نخشكيده باشد ، يكى را از « ترقوهء » طرف چپ بين پيراهن و ازار و يكى را از « ترقوهء » راست برساند به بدن ميّت . ( مكروهات كفن ) و مكروه است به نهج مقدّم : تر كردن خيوط كفن با آب دهن ؛ و آستين درست كردن براى پيراهن كفن ؛ و دكمه كه در پيراهن كفنى باشد به جاى خود نگذارد . ( استحباب نيت كمك دهنده غاسل ) مستحب است نيّت كسى كه برمىگرداند ميّت را براى ديگرى كه با نيّت مىشويد . و نيّت غاسلِ متّحد ، واجب [ است ] ؛ و [ غاسلين ] متعدّد ، [ به نحو ] مشترك ، نيّت مىنمايند . و اگر مترتّب است اعمال آنها و هر كدام عضوى را مىشويند ، هر كدام در اوّلِ عمل خود نيّت مىنمايد كه بعض مجموع را به جا مىآورد براى امر خدا . ( استحباب ترك بعض امور در كفن ) و تكفين در كتّان ننمايند و هم چنين در جامهء سياه تكفين ننمايند ؛ با بوى خوش تجميرِ كفن ننمايند ؛ كفن را با غير كافور ، و « ذريره » خوشبو ننمايند ؛ كتابت را با سياه رنگ ننمايند ؛ در كفن در گوش يا چشم ميّت كافور نگذارند ؛ كفن را با آهن قطع ننمايند .

182

نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 182
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست