الرشيد غلو زبيده را در تشيع اهل بيت تحقيق نمود ، سوگند خورد كه او را به دو كلمه طلاق دهد كه بيش از دو كلمه نباشد ، پس بر كاغذى نوشت كه ، كنت نبت يعنى بودى و بريده شدى ، و او را به زبيده فرستاد ، و زبيده از مال صحبت مرتضى وفاطمة در پشت همان كاغذ نوشت ، كه كنا فحمدنا و بنا و ما ندمنا ، يعنى بوديم و بدان حمد وشكر كرديم ، و بريده شديم و در آن پشيمانى نداريم . 5 - واعظ شهير نامى مرحوم حاجى ملا محمد باقر واعظ طهرانى است كه در كتاب ( جنة النعيم والعيش السليم في احوال مولانا عبد العظيم ) از شيخ عبد الجليل و كتاب نقض او مكرر در مكرر نام برده ، و مطالبى نيز نقل كرده است از آن جمله صفحه 448 كتاب نامبرده است و نگارنده در آينده به بعضى از اين مطالب اشاره خواهد كرد ، ان شاء الله تعالى . نا گفته نماند اگر چه ظاهر كلمات و عبارت اين پنج عالم سابق الذكر مىرساند كه ايشان بلا واسطه از كتاب " نقض " مطالب مذكوره را نقل و استخراج كرده اند ، ليكن قرائن قويه و امارات جليله به نظر ارباب تدبر مىرسد كه اكثر ايشان خود كتاب " النقض " را نديده اند بلكه به نقل قول ديگرى ( يعنى قاضى شوشترى ) اكتفا كرده ، و بواسطه نقل او مطالب را از " نقض " نقل نموده ، و به شيخ عبد الجليل نسبت داده اند . تبصره : بعضى مطالب مهمه ديگر كه مربوط به سائر بيانات قاضى شوشترى رضوان الله عليه است ضمن توضيح عبارات افندى و قزوينى رحمة الله عليهما خواهد آمد ، ان شاء الله تعالى . افندى در " رياض العلماء " في باب العين المهملة گفته : الشيخ الواعظ نصير الدين عبد الجليل بن ابى الحسين بن الفضل القزويني ، عالم ، فصيح ، دين ، له كتاب :