نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 92
نعمتى ديگر است . يك شاعر عرب هم در اين مورد مىگويد : « شكر الاله نعمة موجبة لشكره * فكيف شكرى برّه و شكره من برّه » ( 1 ) شكر كردن خدا خود نعمتى از جانب اوست كه موجب شكر خداست ، پس من چطور مىتوانم نيكى هاى خدا را شكر كنم حال آن كه خود اين شكر هم از نيكى هاى خداست . به همين علّت است كه حضرت در اينجا لفظ « قائلون » را به كار برده و مثلا « حامدون » يا « مادحون » به كار نبرده ، زيرا همانطور كه توضيح داده شد هيچ كس نمىتواند آن طور كه لازم است مدح و حمد خدا را بكند ، اگر كسى بخواهد كاملا مادح و حامد نسبت به يك موجود باشد بايد نسبت به آن محيط باشد ، و ما كه مخلوق هستيم نمىتوانيم به خالق كه خداست محيط شويم ، بنابراين قدرت احاطه به تمام كمالات خدا را نداريم ، پس قهراً قدرت ستايش كمالات او را هم نداريم . « وَلاَيُحْصِى نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ » ( و خدايى كه شمارندگان نمىتوانند بشمارند نعمت هاى او را . ) چون نعمت هاى خدا غيرمتناهى است ، نظير شكر كردن خدا كه خود نعمتى است و به شكرى محتاج است و هيچ كس نمىتواند شكر لازم را به جا آورد . « وَلاَيُؤَدِّى حَقَّهُ الُْمجتَهِدُونَ » ( و نمىتوانند ادا كنند حق او را كسانى كه منتهاى تلاش و كوشش را دارند كه حقوق خدا را ادا كنند . ) « الَّذِى لاَيُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ » ( آن خدايى كه همّت ها و تصميم هاى بلند هر اندازه عالى باشند نمىتوانند او را درك كنند و به او احاطه يابند . )
1 - منهاج البراعة ، ج 1 ، ص 300
92
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 92