نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 62
كتاب ارزشمند « نهج البلاغه » مظهر و نشانهاى بارز از جامعيّت آن حضرت نسبت به خصلت ها و كمالات متضاد مىباشد . هر قطعهاى از اين مجموعه نفيس نشان دهنده ظرفيّت فوق العاده بالا و خارج از معادلات معمولى آن حضرت مىباشد . هر كجا سخن از معارف الهى و نظام هستى و اسرار خلقت به ميان آمده ، و هر كجا جهاد و مبارزه در راه خدا و يا جهاد با شيطان و نفس امّاره و شهوات و تمايلات نفسانى مطرح شده ، و هر كجا به حكومت و حقوق مردم و حاكميّت و يا تهذيب اخلاق و خودسازى اشاره شدهاست ، گويا على ( عليه السلام ) با همه وجود خود سخن مىگويد ، و هر يك از خصلت هاى نامبرده همه وجود او را فراگرفتهاست . حقايق فوق به شكل فرازمانى بيان شده كه با گذشت حدود هزار و چهارصد سال گويا اين سخنان براى بشر امروزين ايراد شدهاست . علّت اين كه گفته شده « نهج البلاغه از كلام خدا پايين تر و از كلام بشر بالاتر است » نيز همين جامعيّت آن مىباشد . كلامى كه از روحى بسيار بلند و مرتبط با فضاى وحى و غيب و بالاتر از افق زمين و زمان تراوش كند همين ويژگى و خاصيّت را خواهد داشت . ابن ابى الحديد در شرح خطبه 216 شرح خود جلد 11 صفحه 152 ( خطبه 221 از نهج البلاغه عبده ) كلامى دارد كه محصّل ترجمه آن چنين است : « هر كس در اين فصل تأمّل كند مىيابد صدق كلام معاويه را در رابطه با آن حضرت : « واللّه ما سنّ الفصاحة لقريش غيره » به خدا قسم فصاحت را پايه گذارى نكرد براى قريش غير از على ; و سزاوار است اگر همه فصحاى عرب در مجلسى اجتماع كردند و اين خطبه براى آنان خوانده شد براى آن سجده نمايند همان گونه كه شعرا براى شعر عدى بن رقاع سجده كردند ; و هنگامى كه به آنان اعتراض شد گفتند : ما جاهاى سجده را در شعر مىشناسيم همان گونه كه شما جاهاى سجده را در قرآن مىشناسيد ; و من همواره تعجّب مىكنم از مردى كه در جنگ خطبه مىخواند به كلامى كه دلالت دارد بر اين كه طبيعت او متناسب با طبيعت شيران و پلنگان و ساير درندگان است ; و در همان موقع هنگامى كه اراده موعظه كند خطبه مىخواند به كلامى كه دلالت دارد بر اين كه طبيعت او همانند راهبان ژنده پوش است كه نه گوشت خورده و نه خون ريختهاند . . . و قسم مىخورم به كسى كه همه امّتها به او قسم مىخورند كه من اين خطبه را از
62
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 62