نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 530
مى دانى كه من فرستاده خدا هستم « فانقلعى بعروقك حتّى تقفى بين يدىّ باذن اللّه » ريشه كن شو و بيا در جلوى من به فرمان خدا بايست . در اينجا حضرت على ( عليه السلام ) مىفرمايد : « و الّذى بعثه بالحقّ لانقلعت بعروقها و جاءت و لها دوىّ شديد و قصف كقصف اجنحة الطّير » قسم به آن خدايى كه پيغمبر را به حق فرستاد ، درخت از جا با ريشه هايش كنده شد و به طرف پيغمبر آمد در حالى كه صوت و صداى شديدى داشت - « قصف » صدايى را گويند كه شكننده است ، مثل آن صدايى كه از به هم خوردن بالهاى مرغ بلند مىشود - « حتّى وقفت بين يدى رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مرفرفة » - به پهن كردن بالهاى حيوانات « رفرف » مىگويند - و درخت جلوى پيامبر ايستاد و شاخه هايش را پهن كرد . « و القت بغصنها الاعلى على رسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و ببعض اغصانها على منكبى و كنت عن يمينه » درخت شاخه بالايش را بر روى پيامبر قرار داد و بعضى از شاخه هايش را روى شانه من قرار داد ، در حالى كه من طرف راست پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بودم « فلمّا نظر القوم الى ذلك قالوا علوّاً و استكباراً : فمرها فليأتك نصفها و يبقى نصفها » وقتى كه مردم قريش چنين معجزه اى را ديدند به پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) گفتند ، امّا نه از روى تسليم بلكه از روى برترى جويى و تكبّر ، دستور بده اين درخت نصفش به طرف تو بيايد و نصف آن سر جايش بماند . « فامرها بذلك » پس پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) همين طور كه اينها مىخواستند به درخت فرمان داد . « فاقبل اليه نصفها كاعجب اقبال و اشدّه دويّاً » پس نصف درخت اقبال كرد به طرف پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) با عجيب ترين اقبال و شديدترين صدا ; « فكادت تلتفّ برسول اللّه ( صلى الله عليه وآله و سلم ) » پس مىخواست خود را به دور او بپيچد و او را احاطه كند . « فقالوا كفراً و عتوّاً : فمر هذا النّصف فليرجع الى نصفه كما كان » باز مشركين از روى كفر و سركشى گفتند : اين نصف را كه آمد به طرف شما فرمان بده بچسبد به آن نصف همان گونه كه بود . وقتى دل انسان سرسخت و سياه شد ، هرچه آيت حق را بيشتر مشاهده كند
530
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 530