نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 387
بسم الله الرحمن الرحيم « ثُمَّ بَسَطَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُ فِى تَوْبَتِهِ ، وَلَقَّاهُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ ، وَوَعَدَهُ الْمَرَدَّ اِلَى جَنَّتِهِ ، وَأَهْبَطَهُ اِلَى دَارِ الْبَلِيَّةِ » در درسهاى گذشته به اينجا رسيديم كه حضرت آدم در اثر اغواى شيطان و خوردن از شجره ممنوعه از بهشت رانده شد . در اينجا روايات زيادى دارد كه وقتى حضرت آدم از بهشت رانده شد سالها مشغول گريه و زارى به درگاه خدا بود حتى تا سيصد سال هم گفته شده است ، و در اين مدّت آدم و حوّا به قدرى تحليل رفته بودند كه وقتى با هم روبرو شدند همديگر را نشناختند با اين كه در بهشت با هم بودند ; و روايتى دارد كه در روز هشتم ذى الحجة يكديگر را ديدند و در فكر فرو رفتند كه كجا همديگر را ديده اند و لذا روز هشتم ذى الحجة را روز « ترويه » ( فكر كردن ) مىگويند ، تا اين كه در روز نهم ذى الحجة همديگر را شناختند و به يادشان آمد كه در بهشت با هم بوده اند و لذا اين روز را روز « عرفه » ( شناسايى ) ناميده اند ; ( 1 ) در هر صورت حضرت آدم سالها گريه و زارى كرد تا اين كه خداوند
1 - منهاج البراعة ، ج 2 ، ص 117
387
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 387