نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 330
مى گويند چون اين كلمه از مادّه « ابلاس » ( 1 ) به معناى مأيوس بودن است ، و ابليس بر وزن افعيل است يعنى : « ابلس من رحمة الله » چون وقتى كه معصيت كرد مأيوس از رحمت خدا شد . چنانچه « شيطان » هم از مادّه « شطن » است يعنى دور بودن از رحمت خدا . « اعْتَرَتْهُ الْحَمِيَّةُ » ( غيرت و عصبيت دروغين بر شيطان عارض شد . ) اين تعصب هاى نژادى ، گروهى و قبيله اى و غيرتهاى كاذب مشكل بزرگى را ايجاد مىكند ، براى اين كه وقتى كسى خودش را داراى يك مقامى بداند و بگويد براى من كوچك است كه زير بار حرف حق فلان شخص يا مقام بروم ، مثل همان عصبيت هاى جاهلى است كه سبب شد زير بار پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نرفتند . بر شيطان هم حميّت يعنى غيرت و عصبيت غلط عارض شد . « وَغَلَبَتْ عَلَيْهِ الشِّقْوَةُ ، وَتَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ النَّارِ » ( و شقاوت بر ذاتش غالب شد ، و خودش را به سبب خلقت از آتش عزيز و بزرگ شمرد . ) « عزّت » به معناى غلبه است ; يعنى شيطان خود را غالب و بالا حساب كرد به جهت اين كه از آتش خلق شده . دو باب تفعّل و تفاعل معمولا به همين معنا مىباشند كه چيزى را انسان به خودش ببندد در حالى كه آن را نداشته باشد ، مثل « تكبّر » كه شخص واقعاً بزرگ نيست ولى بزرگى را به خودش مىبندد ، يا « تجاهل » كه انسان واقعاً جاهل نيست ولى خودش را به جاهلى مىزند . « تعزّز » از باب تفعّل و به معناى اين است كه غلبه و عزّت را به خودش بست و خيال كرد كه خودش كسى هست و حال اين كه كسى نبود . لذا گفت من از آتش خلق شده ام و آتش موجود لطيفى است ، اما خاك موجود كثيفى است ، بنابر اين قياس گفت : من به تجرّد و كمال
1 - مادّه « ابلاس » به معناى يأس از رحمت الهى به شكلهاى مختلف در سوره روم آيات 12 و 49 ، و سوره انعام آيه 44 آمده است .
330
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 330