نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 320
- با آن صداها را مىشنوم . به همين ترتيب يكى يكى حواسّ ظاهرى را از او پرسيدم و بعد گفتم : - قلب هم دارى ؟ - بله . - قلب براى چيست ؟ - به وسيله آن تميز مىدهم آنچه را بر اين حواسّ مختلف وارد مىشود . - با اين همه حواسّ مختلف از قلب بى نياز نيستيد ؟ - نه ، بسا حواسّ ظاهرى من اشتباه مىكنند و در اشتباهات مرجعى لازم است كه به آن مراجعه شود . - پس قلب لازم است براى تميز و رفع اشتباهات ؟ - آرى . هشام مىگويد : به او گفتم چطور خدا براى چشم و گوش و . . . مرجعى قرار داده كه وقتى اينها اشتباه كردند به آن مراجعه شود ، ولى براى اين همه انسانها پيشوايى قرار نمىدهد كه در اشتباهات به او مراجعه كنند ؟ ! وقتى كه پيامبر از دنيا مىرود مىگوييد پيغمبر براى مردم امام معيّن نكرده و مردم خودشان مىدانند ! ( 1 ) پس ما مىفهميم كه خدايى كه در يك بدن براى قواى آن يك مرجع قرار داده است كه در اشتباهات به آن مراجعه كنند ، نمىشود براى اين همه انسانها مرجعى قرار ندهد كه در اشتباهات و اشكالاتشان به او مراجعه كنند . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
1 - اصول كافى ، ج 1 ، ص 169 ; و بحارالانوار ، ج 23 ، ص 6
320
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 320