نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 68
دست امام حسن ( عليه السلام ) و امام حسين ( عليه السلام ) را گرفته و آمدهاست در مسجد شيخ مفيد در كرخ بغداد و به شيخ مفيد گفت : « علّمهما الفقه » اين دو فرزند مرا فقه بياموز ; صبح شيخ مفيد از خواب بيدار شد و تعجب كرد اين چه خوابى بود ! اتفاقاً ساعتى نگذشت ديد مادر سيّد مرتضى و سيّد رضىّ كه نامش فاطمه بود دست دو فرزندش محمّد و على را گرفته و آورده به شيخ مفيد گفت : « هذان ولداى احضرتهما لتعلّمهما الفقه » اين دو فرزند من مىباشند ، آوردهام كه به آنان فقه بياموزى . اين خواب را حتى ابن ابى الحديد شارح معتزلى نهج البلاغه هم نقل كردهاست . ( 1 ) به هرحال سيّد رضىّ از بزرگان علماى شيعه اماميه بودهاست ، طبع شعر هم داشتهاست و از ده سالگى شعر مىگفت ، و در سى سالگى تصميم مىگيرد قرآن را حفظ كند كه در اندك زمانى همه قرآن را حفظ مىكند . علّت تأليف نهج البلاغه سيّد رضىّ در مقدمه نهج البلاغه مىگويد : من در جوانى شروع كردم كتابى در خصائص ائمه ( عليهم السلام ) بنويسم ، كه هم اخبار مربوط به ائمه ( عليهم السلام ) و هم كلمات برجسته شان را در اين كتاب يادداشت كنم ; ابتدا شروع به نوشتن تاريخ و خصوصيات حضرت امير ( عليه السلام ) نمودم ، يك فصل از آن كتاب را هم راجع به محاسن كلام حضرت يعنى كلمات كوتاه و زيباى حضرت در آخر آن اختصاص دادم ، ولى ديگر موفق نشدم بعد از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را بنويسم ، سپس دوستان من كه اين كتاب را ديدند از فصل آخرش كه كلمات كوتاه حضرت على ( عليه السلام ) را جمع آورى كرده بودم خيلى خوششان آمد ، گفتند : خيلى تكه جالبى است و خوب است اين نوشته را كه هنوز تمام نكردهاى به صورت كتابى بنويسى كه كلمات برجسته و زيباى حضرت على ( عليه السلام ) را چه در خطبه ها و چه در نامه ها و چه كلمات كوتاه در آن
1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 41
68
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 68