نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 452
داده معلوم است كه بخل ندارد ، زيرا بخل براى اين است كه مىخواهد همه چيز را براى خود نگه دارد چون به آن نياز دارد ، در حالى كه خداوند نيازمند نيست . پس خدايى كه عالم و قادر است و بخيل هم نيست و كوچكترين چيزى را كه در زندگى بشر دخالت كلّى و جزئى دارد براى انسان مىآورد ، آن وقت در نظام زندگى انسان انبيا كه نقش اساسى دارند و قوانينى را مىآورند كه حقوق همه را تأمين كند ، نمىتوانيم بگوييم خداوند چنين انسانهايى را نفرستاده است . اين استدلال شيخ الرئيس است ، منتها اشكالى كه دارد اين است كه در حقيقت اين استدلال از طريق زندگى مادّى انسان شروع شده است . استدلالى عميق تر براى اثبات نبوّت براى بيان اين استدلال مقدّمتاً بايد بگوييم : براى ما اين معنى ثابت شده است كه اين عالم كه ما هم جزء آن هستيم صانعى دارد ، فرض ما اين است كه صانع را اثبات كرده ايم و اگر از موجودات ديگر هم اطلاع نداشته باشيم خودمان را مىبينيم كه نخست نبوديم و بعد موجود شديم . قرآن مىفرمايد : ( هل اتى على الانسان حين من الدّهر لم يكن شيئاً مذكوراً ) ( 1 ) آيا آمده است بر انسان روزگارى كه چيزى مذكور نبود . خيال نشود كه علّت وجود هر فردى پدر و مادر او مىباشند ، زيرا آنها اگر قدرت داشتند هر وقت بچه مىخواستند پيدا مىكردند و هر وقت نمىخواستند از آن جلوگيرى مىكردند ، در صورتى كه مشاهده مىكنيم بسيارى از پدر و مادرها هستند كه بچه مىخواهند و نمىتوانند پيدا كنند ، و بر عكس بسيارى هم هستند كه بچه نمىخواهند و پيدا مىكنند ، و چه بسا پسر مىخواهند و دختر پيدا مىكنند ، و بر عكس دختر مىخواهند پسر پيدا مىكنند ; پدر و مادر علّت وجودى فرزند
1 - سوره دهر ، آيه 1
452
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 452