نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 372
« تنزيه الانبياء » نوشته است كه براى مطالعه در اين موضوع كتاب خوبى است . حال روى اين فرض داستان آدم و حوّا را چطور توجيه كنيم ؟ بنا بر حديثى كه قبلا خواندم روشن مىشود كه آنها مطمئن شدند و يقين كردند كه دستور قبلى خدا عوض شده ، منتها اشتباه آنها اين بود كه به محض اين كه شيطان در دهان مار اصرار كرد و قسم خورد كه حكم خدا نسخ شده تسليم شدند . ( 1 ) و با اين فرض اين گناه نيست و ائمه ( عليهم السلام ) هم فرمودند كه اين ترك اولى است ، يعنى بهتر بود كه اين كار را نكنند ; و حتى گناه صغيره هم نيست ; و از اين جهت قرآن هم درباره حضرت آدم اين تعبير را دارد كه : ( و لقد عهدنا الى آدم من قبل فنسى و لم نجد له عزماً ) ( 2 ) ما از پيش با آدم عهد كرديم و او يادش رفت و ما در او عزمى نديديم ; و لذا حضرت آدم جزو پيامبران اولوا العزم شناخته نمىشود . نهى تحريمى و نهى تنزيهى ما دو قسم نهى داريم : نهى تحريمى و آن اين است كه چيزى تحريم شود ، ولى نهى تنزيهى اين است كه شارع بگويد اگر اين كار را انجام ندهى بهتر است و اين نهى كراهتى است ; با آن عقيده كه ما داريم كه پيامبران و ائمه ( عليهم السلام ) بايد معصوم باشند اينجا مىگوييم كه اين نهى ، نهى تنزيهى بوده و در حدّ حرمت نبوده است . در داستان حضرت آدم ناچاريم بگوييم كه نهى ، نهى تنزيهى بوده است . به هرحال هر گونه گناه يا اشتباهى از پيامبران موجب سلب اعتماد از آنان خواهد شد . اگر اشكال كنيد كه صرف دروغ نگفتن آنان در ابلاغ وحى كافى است هرچند خودشان به آن عمل نكنند ، در جواب مىگوييم كسى كه به حرفهاى خودش عمل نمىكند در بين جامعه موقعيّت و نفوذ معنوى پيدا نخواهد كرد ، و پيامبران