نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 367
اغوا كرد ، و اين كه در تورات مىگويد مار آنها را اغوا كرد بر خلاف ظاهر قرآن است . بر اساس روايات مختلف بعضى گفته اند شجره ممنوعه گندم بوده است ، بعضى گفته اند كافور بوده ، بعضى گفته اند شجره حسد بوده ، و بعضى گفته اند انگور بوده ; تورات مىگويد درخت معرفت نيك و بد بود . روايتى داريم كه مضمون آن جمع بين همه احتمالات است . از امام ( عليه السلام ) سؤال شده كه علّت اختلاف روايات در مورد شجره ممنوعه چيست ؟ جواب فرموده اند : درختهاى بهشت اين طورى است كه هر درختى چه بسا ميوه هاى مختلف دارد . ( 1 ) ولى چرا از حسد و معرفت نيك و بد به درخت تعبير شده است با اين كه اينها امور معنوى هستند ؟ در جواب بايد گفت : همين طور كه غذاهاى مادّى از درخت گرفته مىشود ، از منشأ غذاهاى معنوى نيز چه خوب آنها و چه بد به عنوان كنايه و مجاز گاهى به درخت تعبير مىشود ، درخت حسد يعنى ريشه و منشأ و پايگاه حسد . در بعضى روايات آمده كه شجره ممنوعه آن كمالات و علوم و نورانيتى است كه آل محمّد داشتند و اسامى آنان بر ساق عرش مكتوب بود و با مشاهده آنها در ذهن آدم و حوّا خطور كرد كه ما با اين مقام و قربى كه داريم - تا آنجا كه آدم مسجود ملائكه واقع شد - كسى از ما بالاتر نيست ، و چرا نبايد علوم و كمالات آل محمّد را داشته باشيم ؟ همين احساس حسادت بود كه آدم و حوّا از آن نهى شده بودند . ( 2 ) جريان گناه حضرت آدم و عصمت پيامبران ( عليهم السلام ) با اين كه براى ما مسلّم است كه پيامبران خدا بايد معصوم باشند بحث ديگرى در اينجا مطرح است كه چطور آدم كه پيغمبر خدا بود از دستور خدا تخلّف كرد ؟ راجع به اصل عصمت نخست بايد كلمه عصمت را معنى كنيم ; عصمت
1 - بحارالانوار ، ج 11 ، ص 164 ، حديث 9 ; و منهاج البراعة ، ج 2 ، ص 95 2 - همان منابع بالا و بحارالانوار ، ج 11 ، ص 189 ، حديث 47
367
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 367