نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 352
جدّ تو آدم بهشتش جاى بود * قدسيان كردند بهر وى سجود يك گنه ناكرده گفتندش تمام * مذنبى ، مذنب برو بيرون خرام تو طمع دارى كه با چندين گناه * داخل جنّت شوى اى رو سياه آدم يك گناه كرد و گناه او هم ترك اولى بود ، مع ذلك مبغوض شد و از بهشت برين و از مقام قرب حق و مرافقه ملائكة اللّه مطرود شد ، پس ما با اين همه گناه و عصيان چه خواهيم كرد ؟ اگر چنانچه هر شب چند دقيقه اى كارهاى روزانه خود را در نظر بياوريم ، برخوردها ، صحبت ها ، جلسه هايى كه داشته ايم ، معلوم مىشود كه ما خيلى گرفتاريم . مخصوصاً هر كس هر اندازه مقامش بالاتر باشد مسئوليت و گرفتاريش زيادتر است ; اگر يك عالم روحانى مورد توجّه مردم باشد و يك قدم كج بگذارد ، چه بسا جامعه اى را از حق و حقيقت منحرف كند . شعر عربى هم به اين مضمون گفته اند : يا ناظراً نوراً بعيني راقد * و مشاهداً للامر غير مشاهد تصل الذّنوب الى الذّنوب و ترتجى * درك الجنان و نيل فوز العابد انسيت انّ اللّه اخرج آدماً * منها الى الدّنيا بذنب واحد اى انسان فراموش كرده اى كه خدا آدم را با يك گناه از بهشت بيرون كرد ؟ ! تو چطور با اين همه معصيت اميد دارى به بهشت به روى ؟ ! پس حداقل توبه كن كه خدا وعده داده است و راه توبه باز است . البته اميد فقط بدون عمل و بدون جبران گذشته ها ظاهراً فايده اى ندارد ، ما بايد زمينه عدل و بخشش خدا را فراهم كنيم . قرآن كتاب درس است ، كتاب عبرت است ، داستان سرايى و قصه گويى نمىكند . گناه شيطان چه بود ؟ گناه شيطان استكبار بود يعنى خود را بزرگ حساب كرد . خودبينى او سبب شد كه به طور كلّى مطرود رحمت حق شود . حضرت على ( عليه السلام ) خطبه قاصعه را كه
352
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 352