نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 277
بال طبيعى مادّى ندارند . به هرحال از قرآن و روايات استفاده مىشود كه يك قسم از ملائكه به صورت اجسام هستند ، منتها جسم طبيعى مادّى ندارند . معناى كلمه « مَلَك » حال اصل كلمه « مَلَك » را بيان مىكنيم ، كلمه « مَلَك » ممكن است از مادّه « لاَكَ » و يا از مادّه « اَلَكَ » باشد كه هر دو به معنى رسالت است . اگر از مادّه « لاكَ » كه به معنى « ارسل » است باشد در اصل كلمه « مَلأك » بوده كه اسم مكان مىشود ; يعنى محلّ رسالت يا كسى كه فرستاده شده است ، چون ملائكه فرستادگان خدا هستند به اين نام خوانده مىشوند : ( جاعل الملائكة رسلاً ) ( 1 ) خداوند ملائكه را فرستادگان خود قرار داد . ملائكه فرستادگان خدا هستند براى اين كه وحى بياورند براى پيامبران و عالم را اداره كنند . اصلاً از روايات و قرآن استفاده مىشود كه همه اين عالم مادّه و طبيعت به وسيله همان ملائكة الله ( نيروهاى غيبى ) كه وسائط فيض خدا هستند اداره مىشود ، ( 2 ) بنابراين همزه « مَلأك » براى تخفيف افتاده و « مَلَك » شده است . و اگر چنانچه « ملك » از مادّه « اَلَكَ » باشد قهراً اسم مكان آن « مألك » مىشود و بعد از قلب مكانى به صورت « مَلأك » در آمده ، يعنى عين الفعل و لام الفعل به جاى هم قرار گرفته اند ، به هرحال « اَلك » و « لاَك » هر دو به معناى رسالت است . « اطوار » جمع « طور » است و « طور » به همين معنى است كه در فارسى مىگوييم ، قرآن هم مىگويد : ( و قد خلقكم أطواراً ) ( 3 ) خدا هر كدام شما را يك طورى قرار داد ;
1 - سوره فاطر ، آيه 1 2 - صاحب تفسير الميزان در تفسير آيه اوّل سوره فاطر بعض روايات درباره ملائكه را آورده و سپس بحث كوتاهى در همين مورد دارد . الميزان ، ج 17 ، ص 6 تا 13 3 - سوره نوح ، آيه 14
277
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 277