نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 92
قرار مىگيرد [1] . سطح عميق حيات عبارت است از آن حقيقت ثابت كه مىتواند در جاذبهء حيات كلَّى رو به رشد و كمال قرار بگيرد . اين سطح عميق پايدار و داراى ارزش هدفى مىباشد . آنچه كه از پديدهء حيات قابل گذشت و داراى ارزش وسيله اى است ، سطح مجاور طبيعت آن است ، نه سطح عميق آن . سطح عميق حيات همان مطلقى است كه هيچ نيرو و عاملى جز آفرينندهء حيات دسترسى بآن ندارد ، حتى كسى كه به خودكشى دست مىزند ، سطح مجاور طبيعت حيات را از بين مىبرد و از حركت باز مىدارد ، نه سطح عميق آن را . و اين كه هر قاتلى اگر چه خود انسان بوده باشد ( خودكشى كننده ) قاتل محسوب مىشود ، براى اينست كه وسيله و ابزار حركت و تكامل سطح عميق حيات را كه سطح مجاور طبيعت حيات است نابود كرده است و با نابودى اين سطح ، حركت و تكامل سطح عميق حيات نيز متوقف مىگردد . با اين دو ارزشى بودن حيات ، و وابستگى يكى با ديگرى ، باز اصالت حيات و مطلق بودن آن قابل مناقشه نمىباشد . از مجموع اين ملاحظات روشن مىشود كه تصرف در حيات انسانها بهر شكل و صورتى كه باشد و بوسيلهء هر گونه تفكرات مكتبى كه صورت بگيرد ، جنايت شمرده مىشود ، مگر در دو مورد : مورد يكم - خود انسان كه داراى حيات است ، با تمام هشيارى و آگاهى به ارزش حيات و با كمال آزادى ، در راه آرمان عالىتر دست از سطح مجاور طبيعت حيات بشويد و اين گونه گذشت ، كمال و رشد سطح عميق حيات را نتيجه مىدهد .
[1] اين دو سطحى بودن حيات ، با نظر به دو سطحى بودن خود يا شخصيت نيز قابل قبول مىباشد ، مدتهاى طولانى است كه دو سطحى بودن شخصيت براى روانكاوان و روانشناسان ژرفنگر قابل پذيرش شده است : سطح مجاور طبيعت شخصيت و سطح عميق شخصيت . و اگر كسى در بارهء اين اصطلاح ترديدى داشته باشد ، مىتواند با پذيرش اصل محتوا ، اصطلاح ديگرى را بكار ببرد .
92
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 92