نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 7
« تنازع در بقاء كشندهء انسان و ارزشهاى او است ، كه همواره ناتوانان را بكام نيستى سپرده است ، ولى تعاون عامل بقاء و تكامل انسانى است . » مقدارى ديگر از همين اصول و فروع آنها وجود دارد ، كه پس از مراحل ساده و ابتدايى زندگى انسانى در اشكال عالى و جدّى تا امروز مطرح شده است . در دورانهاى اخير كه متأسفانه انسان بوسيلهء مديريت ماشينى مهار شده و آگاهىهاى خود را بدست ماشين سپرده است ، جملات و اصول فوق ، چنانكه متذكر شديم ، به شكل « انسان را نجات بدهيم » ، « كارى كنيم كه تاريخ انسانى از دوران ما شروع شود » ، « وجدان جهانى را بيدار نماييد » . . . در مىآيد ، و پايدارى ماهيت انسان را در مجراى دگرگونىهاى اساسى و خيره كننده اثبات ميكند . در عبارات زير دقت شود : « انديشههاى لطيف فلسفى ، و باور داشتهاى متعالى مذهبى ، پا بپاى خرافه - گرايى و گمانهاى ساده لوحانه و كودك پسندانه ، عموما در افسانهها منعكساند . اسطورهها همانند كانهاى ذغال سنگ ، انبوهى از ذغال و رگههاى الماس را با هم و درهم دارند . از اين روى تا اسطوره كاوى ، نسج افسانهها را از شكل قصّه - گونهء آنها به واحدهاى اوّليهء فكرى ، به نخستين ياختههاى تشكيل دهندهء عقيدتى آنها ، باز پس نكاود ، ما هرگز به گوهرهاى مكنون و پايدار لطايف انديشهء بشرى در بطن اسطورهها پى نخواهيم برد . در حقيقت صرف نظر از جنبهء تفريحى و لالا گويانهء افسانهها ، آنچه كه مطالعه در اسطورهها را براى پژوهندگان تاريخ رشد فكر فلسفى ، براى تجلَّى جويان وجدان عام بشرى ، براى مردم شناسان ، براى جامعه شناسان ، براى كار - شناسان مقايسه اى اديان ، براى آرمان شناسان و ديگر انديشمندان علوم انسانى و ادبيات عاميانه ، اجتناب ناپذير مىسازد ، انعكاس وجود همين ديرينترين ذخاير فكرى و ناآگاه اقوام مختلف در اسطورهها است . » [1] امّا وضع تمدنها و جوامعى كه اديان الهى و فلسفهها و اخلاق و مسائل