نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 32
خود روش علمى با روشنگرىهاى قاطعانه اش نتواند از عهدهء اصلاح حال انسانها بر آيد ، روش فلسفى كه مركب از تاريك و روشنها است ، ناتوانتر از بيان رسالت انسانى براى اصلاح حال انسانها خواهد بود ، زيرا درك عاليترين مسائل كلَّى مربوط به جهان و انسان به تنهائى بيان كننده و وادار كننده به « آنچه كه بايد بشود » نمىباشد . عامل دوم - بعضى ديگر از مكتبهاى فلسفى و اجتماعى روش معكوس گرفته ، عمل خالص و ايجاد دگرگونى را توصيه ميكرد كه ما بايستى جهان و انسان را بسازيم ، نتيجه اى كه اين مطلق گرايى در برداشت ، اين بود شناخت جهان و انسان را از اهميت اساسى براى سازندگى ساقط ميكرد . عامل سوم - دخالت دانش پژوهان كه در موضوعات خاصى كار مىكردند ، در عاليترين مسائل فلسفى ، مثلا فرويد روانكاو دست به فيلسوفى مىزد و فلان شاعر اديب مكتب فلسفى مىساخت . . . تا اين عوامل وجود دارد ، فلسفه نمىتواند كارى انجام بدهد كه قدمى در راه « رسالت انسانى » محسوب شود . از نتايج عوامل سه گانهء فوق ، قرنى كه ما در آن زندگى مىكنيم ، سرگشتگىها و كلافه گىهاى نابود كننده اى را به ارمغان آورده است . بطور قطع مىتوان گفت : اين همه نابسامانىها و كشاكشهاى ويرانگر ، نه نتيجهء دانستنىهاى ما است و نه محصول نادانىهاى ما ، بلكه ناشى از بىاعتنايى انسانها به رسالتى است كه بتواند انسان را از چنگال مرگزاى « چون من هستم پس تو نيستى » كه پس از بسته بندى و آرايش به شكل « چون ما هستيم پس شما نيستيد » مبدّل مىگردد ، نجات بدهد .
32
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 32