نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 283
كه جسم مادى را متحمل تكاپوى روح در مسير كمال نمايد ، چه وحشتى از محدوديتها و فناى آن امور بخود راه خواهم داد و آنگهى من كه از يك افق والاترى انسانها را جزئى از خود مىبينم ، چگونه بخود اجازه خواهم داد كه براى سرخى گونه هايم ، گونههاى انسانهاى ديگر را زرد و افسرده سازم - < شعر > ده تن از تو زرد روى و بىنوا خسبد همى تا بگلگون مىتو روى خويش را گلگون كنى < / شعر > « ناصر خسرو قباديانى » تلذّذ چه هدف ناچيزى هدف قرار دادن تلذذ كار جانواران است ، نه كار انسان ، تا با محدوديت و نابودى آنان ترسى بخود راه بدهد . شايد شما ترس و وحشت از خاموش شدن شعلهء حيات را مىگوييد اين بيم و هراس هم بهمان اندازهء وحشت از دست دادن لذايذ خنده آور است . هم اكنون اين جملات را بشنويد : 28 - « فو الله ما ابالى ادخلت الى الموت او خرج الموت الىّ » [1] . ( سوگند بخدا ، باكى ندارم كه من وارد مرگ شوم يا مرگ بمن روى بياورد ) . 29 - « فو الله لابن ابي طالب آنس بالموت من الطَّفل بثدى امّه » [2] . ( بخدا سوگند ، فرزند ابي طالب بمرگ مأنوستر است از كودك شيرخوار به پستان مادرش ) . 30 - « و الله ما فجأنى من الموت وارد كرهته و لا طالع انكرته و ما كنت الَّا كقارب ورد و طالب وجد » [3] . ( سوگند به پروردگار ، عارضهء ناگوار و ناگهانى از مرگ بسراغم نيامده و
[1] ط 55 ج 1 ص 99 . [2] ط 5 ج 1 ص 36 . [3] ك ، شمارهء 23 ج 3 ص 24 .
283
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 283