نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 242
هيچ امتياز و ارزشى در اين دنيا وجود ندارد ، مگر اين كه از شما و براى شما است ، آن شمائى كه در « من انسانى اعلا » متحد است ، همچنين معرفتى كه من به حقيقت انسانى شما دارم ، مانع از آن است كه شما را در اشباع تمايلات حيوانى و لذت پرستى و خودخواهى و خودبينى رها بسازم و از اين راه محبت شما را بخودم جلب كنم . محبّت حاصل از اين رهايى در تيرگىها و پستىها ، سختترين خصومت و عداوت ميان من و عقول و وجدان شما است ، زيرا من با اين كار عقل و وجدان شما را از تكاپو و پرواز در فضاى كمال فلج كردهام ، اگر چه با احساس لذايذ پست بىبند و بارى از من خوشحال خواهيد بود . با اين رابطهء اعلاى انسانى كه ما مىتوانيم سطح تكامل انسانى را درك كنيم ، زيرا انسانى را در رديف اول قرار دادهايم كه « مىدانمها » و « مىخواهم » هاى بىاساس و زودگذر و ضدّ و نقيض آدميان را تنظيم و تصعيد مىنمايد و به قلههاى « مىدانم » و « مىخواهم » اصيل و پايدار اعتلا مىبخشد . بدون مراعات اين رابطه ميان پيشرو و پيرو ، هيچ مكتبى قدرت اصلاح واقعى انسانها را نمىتواند دارا بوده باشد . 14 - « وَاللَّه ما مُعاوِيةُ بِأَدهى مِنىّ وَلكِنَّه يَغدِرُ وَيَفجُرُ وَلَو لا كَراهِيَّةُ الغَدرِ لَكُنتُ مِن ادهَى النَّاسِ وِ لكِن كُلُّ غَدرَةٍ كُلُّ فَجرَةٌ وَلِكُلِّ فَجرَةٍ كَفرَةٌ وَلِكُلِّ غادِرٍ لِواءٌ يُعرَفُ بِه يَومَ القِيامَةِ » [1] . ( سوگند به خدا ، معاويه سياستمدارتر از من نيست ، ولى او به حيله گرى و انحراف دست مىيازد . و اگر حيله گرى و مكر پردازى و انحراف از حقايق ، كار پستى نبود ، من از سياستمدارترين مردم بودم ، ولى هر حيله گرى انحرافى است و هر انحرافى ظلمتى است و براى هر حيله گرى در روز قيامت پرچمى است كه با آن پرچم شناخته مىشود . )