نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 239
بينان خصوصا با يك عدّه اصول و مبادى انتخابى تفسير مىنمايند : اين كه مىگويند : بشمارهء فلاسفه تعريفاتى براى فلسفه داريم ، براى اينست كه هر فلسفه اى جهان را از ديدگاه اصول انتخابى خود مطرح مىكند . واقعيت جهان هستى از ديدگاه على ( ع ) مطابق آيات قرآنى « حق » است و بيهوده و بازى و پوچ نيست [1] . و آنگهى آن قيافهء جدّى كه تاريخ بوسيلهء گفتار و انديشه و كردار على ( ع ) از اين شخصيت ثبت كرده است ، چگونه مىتواند در يك جهان پوچ و باطل و بيهوده ، به فعاليت بپردازد اين جملهء صريح را هم از على در بارهء جهان يادآور شويم كه مىگويد : انَّ الدُّنيا دارُ صِدقٍ لِمَن صَدَقَها وَدارُ عافِيَةٍ لِمَن عَرِفَها وَدارُ غِنىً لِمَن تَزَوَّدَ عَنها وَدارُ مَوعِظةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِها مَسجِدُ احِبَّاءِ الله و مُصَلىّ مَلائِكةِ الله وَمَهبَطُ وَحىِ الله وَمَتجَرُ اولِياءِ الله [2] . ( اين دنيا جايگاه صدق و واقعيابى است براى كسى كه واقعيت آن را دريابد و جايگاه زندگى سالم و منطقى است براى كسى كه آن را بشناسد ، جايگاه استغناى تكاملى است براى كسى كه از امتيازاتش بهره بردارى نمايد . و جايگاه پندگيرى و تجربه اندوزى است ، براى كسى كه آمادهء تجربه و پندگيرى است . اينجا است عبادتگاه دوستداران مقام شامخ ربوبى و نمازگاه فرشتگان خداوندى . اين دنيا است كه شايستگى نزول وحى الهى را دارد . جايگاه اكتساب كمال و رشد اولياء اللَّه كه تكاپو گران راه كمال هستند ، همين دنيا است . ) اينست دنيا از ديدگاه على بن ابي طالب عليه السلام كه آن را بعنوان واقعىترين موجود مطرح مىنمايد . بنا بر اين ، در جمله اى كه مىگويد : من دنيا را به رو انداختم ،
[1] آيات وارده در بارهء حق بودن جهان هستى زياد است از آن جمله : * ( « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ » ) * ابراهيم 19 ( آيا نمىبينى خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است ) . [2] ك - ج 3 شمارهء 131 ص 182 .
239
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 239