نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 186
على بن ابي طالب مردى است كه نه تنها در گفتار معمولى از اين اصل حياتى دفاع كرده است ، بلكه با بيان و استدلالهاى گوناگون همهء ابعاد اصل مزبور را براى بشريت باز كرده است . حتّى تنها به باز كردن ابعاد اصل مزبور با اصطلاحات فلسفى و چهرهء حكيمانه قناعت ننموده ، سرتاسر زندگيش چه در پديدههاى جزئى و چه در مسير كلَّى زندگى ، گرايش عاشقانه بآن اصل داشته تا جائى كه به جهت مراعات قانون منع « قصاص پيش از جنايت » حيات خود را از دست داده است . او با اين كه از سوء قصد ابن ملجم مرادى در بارهء او اطلَّاع داشت او را زندانى نكرد و نكشت ، بلكه هر موقع كه او را مىديد اين شعر را مىخواند : < شعر > اريد حبائه و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد < / شعر > در بعضى از تواريخ بجاى حبائه ( كه بمعناى بخشش است ) « حياته » آمده است كه بمعناى زندگى او است ترجمهء شعر اينست : ( من زندگى [ يا بخشش به او را ] مىخواهم ، او مرگ مرا ، تو از يار مرادى عذر اين نيّت پليدش را بپرس . ) اى فرزند ابي طالب ، چرا فلاسفه و حكماء و مكتبهاى انسانى بتو عشق نورزند مگر تو نيستى كه يك عمر به انسانها عشق ورزيدى و سوختى ، كدام انسانها آنانكه نه تنها به تو عشق نورزيدند ، بلكه كوشش ترا در تحريك آنان بسوى كمال ، ناگوار تلقى مىكردند و از تو روى مىگرداندند و براه خود مىرفتند ، تو با دلى پرهيجان و ديدگانى پر از اشك سوزان بدنبال آنان نگريسته و مىگفتى فاين تذهبون آخر كجا مىرويد چرا از حق و عدالت گريزانيد آخر در انسان شدن چه ديديد كه با آن بمبارزه برخاستيد اى فرزند ابي طالب ، چرا معشوق هشياران در ميان مستان نباشى مگر تو نبودى كه عمرى در نجات دادن انسانها از درد « از خود بيگانگى » به تكاپو افتادى و رنجها كشيدى و دست از لذايذ دنيا برداشتى و از سرورى و زمامدارى جهانى بزرگ چشم پوشيدى . مگر تو نبودى كه در راه آشنا ساختن انسانها با « من حقيقى » شان ، و تعهد
186
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 186