نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 119
مورد توجه نخواهد بود . زندگى با خود مجازى همان شكست جبران ناپذير است كه در قرآن با امثال اين آيه گوشزد شده است . * ( « قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ » ) * [1] ( آنان كسانى هستند كه « خود » را ورشكسته كردهاند ، آنها ايمان نخواهند آورد ) . نوع دوم - عامل تقليد و عكس بردارى از ديگران است ، اين عامل هم در ساختن خود مجازى و محروم نمودن انسان از خود حقيقى نقش اساسى را در اختيار دارد . عدهء فراوانى از انسانها با « خود » ديگران زندگى مىكنند . در اصطلاح معمولى اين انسانها مقلَّد و عكس گيرهايى هستند كه با وضع اسف انگيزى در « از خود بيگانگى » بسر مىبرند . تشابه نيروها و رفتارهاى ديگران را با نيروها و رفتارهاى خود مشاهده نموده و موجوديّت ديگران را موجوديت خود تلقى مىكنند . اينان نمىانديشند بلكه انديشهء ديگران را در خود منعكس مىسازند . اينان نمىخواهند ، بلكه خواستههاى ديگران را بخود مىبندند . اين عدهء فراوان عكسى از مجموعهء متشكَّلى از عناصر « خود » ديگران را در درون خويشتن بجاى « خود » حقيقى به فعاليت وادار مىكنند و از داشتن « خود حقيقى » محروماند . اين هم نوعى « از خود بيگانگى » است كه پويايى انسانها را در گذرگاه كمال فلج مىكند . اينان اگر خيلى ترقى كنند ، در شخصيّت زدگىها زمينگير مىگردند . در صورتى كه شخصيتهاى تاريخى از هر نوعى كه بوده باشند ، چون از جويبار حيات بركنار شدهاند ، جز شبحى ساكن نمىتوانند به بشريت عرضه كنند ، بنا بر اين چگونه مىتوانند انسانى را كه در جويبار حيات كه تاريخ جاندار شخص زنده است ، حالت پويايى بدهند آن حالت پويايى كه عنصر اساسى « خود حقيقى است » بهره ور ساختن انسانها از عظمت شخصيتها ، بايستى در راه نشان دادن