نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 111
است كه آن را از ساير اجزاء عالم طبيعت مشخص مىنمايد ، مانند احساس ، لذت و الم ، آماده نمودن محيط براى زيست توليد نسل ، مقاومت در مقابل عوامل مزاحم . . . همهء جانداران در اين پديده مشترك مىباشند . 2 - جان - مانند خمير مايهء حيات براى جانداران است ، يا حيات در چهرهء احساس ملايم و ناملايم جان ناميده مىشود . 3 - خود - عامل مديريت حيات است كه تنظيم روابط حيات را با محيط طبيعى و با ساير موجودات پيرامون خود بعهده مىگيرد . 4 - من - از آن هنگام كه خود مورد آگاهى قرار مىگيرد و مىتواند از « جز خود » تفكيك شود . من و خود باعتبار ابعاد و كيفيات مختلف ، با توصيفات گوناگونى متنوع مىگردد ، مانند من اجتماعى ، من برتر ، من طبيعى ، من ايده آل ، من مجازى ، من حقيقى . . . 5 - روان - اصطلاحى است براى آن حقيقت واحد درونى كه داراى فعاليّتها و خواصّ و نمودهاى مخصوص مىباشد كه در علوم گوناگون روانى مورد بحث و تحقيق قرار مىگيرند . بنظر مىرسد كه تفاوت چهرهء من و روان در وضع پويايى روان است كه عبارت است از تحرّك دائمى و دگرگونى مستمر كه در من حكمفرما است . اگر اولين استعمال كنندگان اين اصطلاح باين معناى پويايى من توجه داشته و آن را روان اصطلاح كردهاند ، توجّهى فوق العاده با ارزش داشتهاند . جلال الدين مولوى در توضيح انديشه و امعان كه بمعناى دقت در تفكر است ، چنين مىگويد : < شعر > چيست امعان چشمه را كردن روان چون ز تن وارست گويندش روان < / شعر > 6 - روح - جنبهء عالى روان كه وابستگى آن را به جهان ما فوق طبيعت محسوس نشان مىدهد ، روح ناميده مىشود . البتّه دو اصطلاح روح و روان گاهى بطور مترادف بجاى يكديگر هم بكار برده مىشوند . 7 - ذات - اصطلاحى است داراى معناى عمومى كه در مقابل جهان عينى بكار مىرود و اغلب مترادف با ماهيت است .
111
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 111