آنچه را كه نمىدانستند به ايشان مىآموخت و از قياس و اجتهاد به رأى بىنياز مىساخت و اختلاف واقع در احكام دين كه بندگان پاىبند آنند از ميان مىرفت ، همان اختلافى را كه در بين خود جائز مىشمردند و به دروغ بر پيامبر صلَّى الله عليه و آله ادّعا مىكنند كه آن را آزاد گذاشته و روا داشته است ، در حالى كه قرآن اختلاف را منع و از آن نهى كرده است ، آنجا كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : « اگر قرآن از نزد غير خدا بود مسلَّما در آن اختلاف فراوانى مىيافتند » [1] و باز مىفرمايد : « مانند آنان نباشيد كه چند دسته شدند و پس از آنكه دلائل روشنگر به آنان عرضه شد باز اختلاف كردند » [2] و باز مىفرمايد : « همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و متفرّق نشويد » و آيات خدا در نكوهش اختلاف و چنددستگى بيش از آن است كه به شمار آيد ، و اختلاف و تفرقه در دين ، خود گمراهى است ، و آنان اين چنددستگى را روا مىشمردند و نسبت ناصواب به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مى - دهند كه او چنين چيزى ( اختلاف ) را آزاد گذاشته و اجازه داده است ، در حالى كه قرآن آن را منع و از آن نهى فرموده است بنا به گفتهء آن كه : « مانند كسانى نباشيد كه گروه گروه شدند و اختلاف كردند » . پس چه بيانى روشنتر از اين بيان ؟ و مردم پس از اين روشنگرى و رهنمود چه حجّتى بر خدا دارند ؟ به خدا پناه مىبريم از خذلان زيانكارى و از اينكه ما را به