شما هستم او نيز وصىّ من است ، حال به ميان صفها برويد و چهره ها را از نظر بگذرانيد پس هر كس كه دلهاى شما به جانب او گرايش پيدا كند حتما خود اوست ، زيرا خداى عزّ و جلّ در كتاب خود مىفرمايد : * ( فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ ) * [1] ( دلهاى پاره اى از مردم را به جانب آنان بگرايان ) يعنى به جانب او ( اسماعيل ) و تبارش عليهم السّلام . سپس راوى گويد : پس ابو عامر اشعرىّ از ميان اشعريان برخاست ، و در ميان خولانيان أبو غرّهء خولاني ، و در ميان بنى قيس ، ظبيان و عثمان بن قيس ، و در ميان دوسيان عرنهء دوسى و لا حق بن علاقه برخاستند و به ميان صفها رفتند و چهره ها را از نظر گذرانيده و بعد دست مردى را گرفتند كه دو طرف پيشانى و جلو سرش بىمو بود و شكمى بزرگ داشت و گفتند : اى رسول خدا دلهاى ما به جانب اين شخص گرائيد ، پس پيامبر صلَّى الله عليه و آله فرمود : شما بندگان بزرگوار خدائيد كه جانشين رسول خدا را پيش از آنكه به شما معرّفى شود شناختيد ، اكنون بگوئيد چگونه دانستيد او همان شخص است ؟ پس همه در حالى كه به صداى بلند گريه مىكردند گفتند : اى رسول خدا ما به جمعيّت نگاه كرديم ، دلهاى ما به هيچ كدام از آنان تمايلى نشان نداد ، ولى وقتى او را ديديم دلهاى ما به طپش افتاد و سپس آرامشى در ما پديد آمد و كبدهايمان تكان خورد و اشك از