به نسبت آنها ناچيز و كمتر است . من اين روايات را به چند باب تقسيم نموده و نخستين باب را شروع كردهام با ذكر آنچه روايت شده در مورد نگهدارى سرّ آل محمّد عليهم السّلام از دسترس بيگانگان و آراستگى به آداب اولياء خدا در پوشانيدن آنچه كه مخفى داشتنش را دستور دادهاند از دشمنان دين و ناصبيان مخالف و ساير گروههاى بدعتگزار و شكّكنندگان و معتزله كه فضائل و برترى امير المؤمنين عليه السّلام را ردّ نمىكنند ، و آنها كه تقديم مأموم را بر امام و ناقص را بر كامل جايز مىشمرند ، بر خلاف فرمايش خداوند آنجا كه مىفرمايد : « آيا كسى كه به سوى حقّ هدايت مىكند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه خود راه يافته نيست مگر اينكه هدايت شود ؟ پس شما را چه مىشود ؟ چگونه حكم مىكنيد ؟ » [1] ، و هم با انديشه هاى گمراه كننده و كوردلى خودشان خود را اين چنين كردهاند ، همان گونه كه خداى تعالى مىفرمايد : « همانا چشمان ظاهر كور نيست بلكه چشمان بصيرت كور است ، كورى ، نديدن چشمان مادّى نيست بلكه نابينائى دلهاست كه در سينه ها مىطپد » [2] و باز مىفرمايد : « آيا شما را آگاه كنم كه چه كسانى از زيانبارترين كردار برخوردارند ؟ آنان كه در زندگى دنيوى راهشان گم شده در حالى كه خويشتن را نيكوكار مىدانند » [3] آنان كه برترى و فضل ائمّهء طاهرين و پيشوائى آنان را انكار مىكنند ، بواسطهء دشمنى و لجاجتى كه با اهل بيت در اثر تيره روزى و نگون بختى با