در آن فقط بخواند و نگاهى گذرا و سطحى به آن بيفكند . و بىتوجّه از حديثى كه مانند حديث ديگر است بگذرد ، بدون اينكه آن را عميقا مورد نظر قرار دهد و برايش روشن شود كه لفظ اضافى در كلام امام به نقل يكى از راويان ، در بردارندهء معنى اضافى است ، چنين كسى خواهد دانست كه اگر غيبت با اين ترتيب و رواياتى كه با گذشت روزگاران و مرور زمان نقل شده ، واقع نشود ، مسلَّما مذهب اماميّه باطل خواهد بود ؛ لكن خداوند تبارك و تعالى هشدار امامان عليهم السّلام را در بارهء آن در هر زمان پس از زمان ديگر ( به ظهور علائم ) تصديق كرد و مورد تصحيح قرار داد ، و شيعه را به پذيرش و تصديق و چنگ زدن به آنچه گفتهاند وادار ساخت و ايمان به درستى آنچه نقل كردهاند در دل شيعيان قوّت بخشيد ، و اولياء خدا - صلوات الله عليهم - پيروان خود را از اينكه دنياپرستى و پيروى خواسته هاى نفس آنان را بگرداند و يا فتنه ها و گرفتاريها در روزگار غيبت آنان را و دلهايشان را منحرف سازد و به كجروى اندازد بر حذر داشتهاند . و چگونگى آزمايش خداوند از بندگان را در زمان غيبت با طولانى شدن مدّت آن و به درازا كشيدن سر آمدنش بيان كردهاند « تا هر كه هلاك شود هلاكتش به دليلى باشد و هر كه بماند آنهم به دليلى باشد » . از جمله روايات منقول از معصومين عليهم السّلام روايت احمد بن حسن ميثمىّ است از قول