رياكارى و برخوردارى از حسن ظاهر خود را به لباس مذهب مىآرايد ، و غرضش دست يافتن به سرورى و رياست است و تمام ميل او در آن خلاصه شده و دلباختهء آن است ، بدون اينكه كوچكترين اعتقادى به حقّانيت آن داشته و اخلاصى در وى باشد ؛ پس خداوند نيز نعمت نكوروئى را از او سلب مىكند ، و روزگارش را دگرگون مىسازد و آتش خشم و عذاب خود را براى او مهيّا مىسازد ؛ پاره اى از آنان بواسطهء سستى ايمان خويش بدان گرويده ، امّا خود نيز به درستى و حقّانيت آنچه مىگويد اعتقاد پابرجا و استوارى ندارد ، بنا بر اين وقتى چنين آزمايشى كه از سيصد سال پيش اولياء خدا - صلوات الله عليهم - همواره در مورد آن به ما هشدار دادهاند ، پيش مىآيد ، دچار سرگردانى مىشود و از راه باز مىماند ، همچنان كه خداى عزّ و جلّ فرموده : « مانند آن كس است كه آتش برافروزد و همين كه گرداگرد او را روشن ساخت خداوند نور آنان را مىبرد و آنان را در تاريكيها كه چيزى نمىبينند رها مىسازد » و باز فرموده : « تا زمانى كه آتش روشنائى بر آنان مىتابد راه مىپيمايند و چون به تاريكى گرايد از رفتن باز مىايستند » . و در بين روايات منقول از ائمّه راستين عليهم السّلام به اين برخورديم كه امر كردهاند كسى را كه خداوند بهره اى از دانش عطا فرموده و بر آنچه كه ديگران را هرگز بدان راه نيست آگاه ساخته ( مأمور است ) به اينكه آنچه را بر برادران دينى او مشتبه گشته بر ايشان