اهل بيت عليهم السّلام وابستهاند و به امامت اعتقاد دارند ، امامتى كه خداوند به مقتضاى رحمت خود آن را دين حقّ و زبان حقيقتگو و زيور آنان كه در آن راه گام مىنهند قرار داده و نيز موجب رستگارى و آراستگى آنان كه اهل آنند و به پذيرش آن نائل شدهاند و به گرهء آن چنگ زده و به شرائط آن وفا نمودهاند ؛ به مواظبت بر نماز و پرداختن زكات ، و پيشى گرفتن در انجام امور خير ، و پرهيز از گناهان و اعمال ناشايست ، و دورى جستن از آلودگيها ، و همواره در آشكار و نهان خدا را در نظر داشتن ، و مشغول داشتن دل به ياد خدا ، و به رنج افكندن روان و تن خويش براى فراهم كردن موجبات تقرّب به خدا ( بدين گونه امور شروط اعتقاد به امامت را بجا مىآورند ) امّا متأسفانه مىبينيم هم اينان دچار تفرقه و چنددستگى در مذهب شدهاند و واجبات الهى را سست مىگيرند و رو به محرّمات الهى آوردهاند و يا محرّمات را كوچك مىشمارند ؛ پاره اى در بارهء امام غلو كرده و بعضى بسيار كوتاه آمدهاند ، و جز اندكى بقيّهء آنان در مورد امام زمان خود و ولىّ امر و حجّت پروردگارشان به شكّ افتاده و دو دل شدهاند ، در حالى كه خداوند او را به علم خود برگزيده است ، چنان كه مىفرمايد : « و خداوند آنچه بخواهد مىآفريند و بر مىگزيند و مخلوقات را اختيارى نيست » در امرشان ، ( شكّ كردهاند ) به خاطر