خدا بدون شكّ از يك ديگر باز شناخته خواهيد شد [ و ] به خدا قسم پاكسازى خواهيد گشت تا جايى كه از شما جز اندكى باقى نماند و ( در اين حال حركتى حاكى از بىاعتنائى به مردم به دست خود داده ) كف دست خويش را به يك سو برگرداند » . پس شما اى جماعت شيعه بدين احاديث روايت شده از امير المؤمنين عليه السّلام و آنان كه از امامان عليهم السّلام پس از او بودند ( امامان پس از او ) ژرفبينانه بنگريد و از آنچه شما را برحذر داشتهاند دورى كنيد و نسبت به آنچه از ناحيهء آنان رسيده با تأمّل كافى بينديشيد و در آن تفكَّر كنيد چنان تفكَّرى كه توأم با دقّت كامل و تحقيق باشد ، كه در جلوگيرى ( از شكّ و كجروى و گمراهى ) چيزى رساتر از گفتار ايشان وجود ندارد كه : « همانا مرد صبح مىكند بر طريق امامت ما ، و شب مىكند در حالى كه از آن بيرون رفته است و شب مىكند بر طريقهء امر ما و صبح مىكند در حالى كه از آن رويّه خارج شده است » آيا اين گفتار دليل خارج شدن ( گروهى ) با وجود روشنى راه ، از آئين امامت و رها كردن آنچه در بارهء امامت معتقد بودند نيست ؟ ! . و در فرمايش آن حضرت عليه السّلام كه مىفرمايد : « به خدا سوگند همانند شكستن شيشه درهم خواهيد شكست و البتّه شيشه ( به صورت اوّليه ) بازگردانده شود پس بدان صورت [ چنان كه بوده ] باز مىگردد ، سوگند به خدا بدون ترديد حتما بسان شكستن سفال درهم خواهيد شكست و همانا سفال البتّه مىشكند ولى چنان كه بوده است دوباره