responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الغيبة ( فارسي ) نویسنده : ابن أبي زينب النعماني    جلد : 1  صفحه : 233


4 - سدير صيرفى گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمايد : « همانا در صاحب اين امر شباهتى با يوسف وجود دارد ، عرض كردم : گويا ما را به غيبتى يا حيرتى خبر مىدهيد ؟ پس فرمود اين نفرينشدگان خوك گونه چرا آن را نمىپذيرند ؟ همانا برادران يوسف افرادى بودند عاقل و با انديشه ، فرزندان و زادگان پيامبران ، آنان بر يوسف وارد شدند ، با او سخن گفتند و گفتگو كردند ، و با وى سودا نمودند ، آمد و شد داشتند و علاوه بر آن برادرانش بودند و او برادر ايشان بود با اين همه او را نشناختند تا اينكه او خود خويشتن را به آنان معرّفى كرد و به ايشان گفت : « من يوسفم « در اين وقت ايشان او را شناختند ، پس چگونه است كه اين امّت سرگردان انكار مىكند كه خداى عزّ و جلّ در وقتى از اوقات اراده كند كه حجّت خويش را از ايشان بپوشاند . يوسف ، ملك مصر برايش مقرّر بود و ميان او و پدرش هجده روز راه فاصله بود ، اگر خدا مىخواست او را به محلّ يوسف آگاه گرداند مسلَّما بر آن قادر بود ، به خدا سوگند به هنگام رسيدن مژده پيدا شدن يوسف ، يعقوب و فرزندان وى خود را از راه بيابان نه روزه به مصر رسانيدند ، پس اين امّت چه انكارى مىدارد كه خداوند با حجّت خويش نيز چنان كند كه با يوسف كرد و آن صاحب مظلوم شما كه حقّش مورد انكار قرار گرفته ، صاحب اين امر ،

233

نام کتاب : الغيبة ( فارسي ) نویسنده : ابن أبي زينب النعماني    جلد : 1  صفحه : 233
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست