صابرند و دانش و بينش آنان را بر جايگاه خشنودى از خدا و تصديق اولياى خدا و فرمانبردارى از دستور آنان و خود نيالودن به آنچه از آن نهى شدهاند قرار داده است ، و از آنچه خداوند در كتابش برحذر داشته مىپرهيزند از مخالفت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و امامان عليهم السّلام كه واجب بودن اطاعت از آنان همانند اطاعت از خداوند است به فرمودهء خود او كه : « كسانى كه مخالفت فرمان او مىكنند بايد بترسند كه دچار گرفتارى شوند يا اينكه عذاب دردناكى به آنان رسد » [1] و نيز فرمود : « خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را و آنان را كه صاحبان امر شما هستند » [2] و باز فرموده : « خدا را فرمان بريد و پيامبر را و بترسيد و اگر سرباز زنيد بدانيد كه آنچه بر فرستادهء ماست تنها رسانيدن پيام آشكار است » . [3] و در حديث چهارم از اين فصل - حديث عبد الله بن سنان - كه مىفرمايد : « چگونه خواهيد بود هنگامى كه در وضعى قرار بگيريد كه در آن امام راهنما و نشانهء چشمگير نبينيد » دلالتى است بر آنچه روى داده و گواهى است بر آنچه تحقّق يافته از كار آن سفيران كه بين امام عليه السّلام و شيعه ( رابط ) بودند و برداشته شدن وجود آنان و بريده شدن نظام ايشان ، براى اينكه سفير بين امام در حال غيبتش و بين شيعه خود نشانه ( حجّت ) خواهد بود ، پس هنگامى كه گرفتارى مردم به حدّ تمام و كمال رسيد آن نشانه ها نيز