خداى علىّ قسم كه حجّت امّت همان هنگام ايستاده و در راه آن ( امّت ) گام برمىدارد ، به خانه ها و كاخهايش داخل مىشود ، در شرق و غرب زمين در گردش است ، گفته ها را مىشنود و بر جماعت سلام مىكند ؛ او مىبيند امّا ديده نمىشود تا زمان و وعده اش فرا رسد و منادى از آسمان آواز دهد كه « هلا امروز روز شادى فرزندان علىّ و شيعيان او است » . در اين حديث عجائب و شواهدى است بر حقّ بودن آنچه شيعهء اماميّه بدان اعتقاد دارد و متديّن به آن است ، خدا را شكر ، از جمله شواهد ، فرمايش امير المؤمنين - صلوات الله عليه - است كه : « تا زمانى كه غائبشونده از فرزندانم از ديدهء مردم پنهان شود . . . » آيا اين خود چنين غيبتى را ايجاب نمىكند ؟ و نيز شاهدى نيست بر گفته آن كسى كه به اين موضوع اعتراف دارد و متديّن به امامت صاحب آن غيبت است ؟ سپس فرمايش ديگر او كه : « و مردم به جنب و جوش در مىآيند كه او گم شده يا به قتل رسيده و يا وفات يافته است - تا آخر . . . » و نيز : « اينكه همصدا شوند بر اينكه حجّت از ميان رفته و امامت باطل گرديده است . . . » آيا اين سخن با آنچه كه هم اكنون همهء مردم از تكذيب اماميّه در مورد صاحب غيبت برآنند ، موافق نيست ؟ در صورتى كه غيبت در بارهء او محقّق شده است هر چند او را نبينند ، و نيز فرمايش آن حضرت كه : « در آن سال مردم