تلاوت فرمود : « * ( يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ ) * - الخ » اى دريغ بر بندگان ، پيامبرى بر ايشان نيامد مگر اينكه او را به مسخره مىگرفتند » . [1] 3 - عمرو بن سعد از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده : روزى حضرت به حذيفة بن يمان فرمود : « اى حذيفه با مردم آنچه را نمىدانند ( نمىفهمند ) نگو كه سركشى كنند و كفر ورزند ، همانا پاره اى از دانشها سخت و گرانبار است كه اگر كوهها آن را بر دوش كشند از بردن آن ناتوان باشند ، همانا علم ما اهل بيت در آتيهء نزديك مورد انكار و ابطال مردم قرار مىگيرد و راويانش كشته خواهند شد و با كسى كه آن را بخواند بد رفتارى خواهد شد از روى ظلم و رشك بردن نسبت به آنچه كه خدا به عترت وصىّ يعنى وصىّ پيغمبر صلَّى الله عليه و آله بدان وسيله برترى داده است . اى پسر يمان همانا پيامبر آب دهان در دهان من انداخت و دست خويش بر سينهء من كشيد و گفت : « خدايا جانشين و وصىّ مرا و پرداختكنندهء دين مرا و وفاكنندهء عهد و امانت و يار و ياور مرا بر دشمنت و دشمن من و بازگشايندهء اندوه از چهرهء مرا آنچه از علم كه به آدم بخشيدى ، و آنچه از بردبارى كه به نوح بخشيدى و آنچه از فرزندان پاك ،