نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس جلد : 1 صفحه : 85
( 1 ) به هنگامى كه ذكر مىكنيم آنچه را كه در صحاحشان در رابطه با اخبار ثقلين و آيه تطهير و اخبار اختصاصى على ( عليه السلام ) بر پيامبر تا هنگام وفات ، نقل كردهاند . اگر ما بخواهيم همهء آنچه را كه رجال مذاهب چهارگانه در رابطه با وصايت على ( عليه السلام ) روايت كردهاند ، در اينجا نقل كنيم كتاب طولانى مىشود ولى متأسفانه آنان از ديدن اين حقايق كور شدند ، چه قدر مناسب حال آنهاست آيهء شريفه كه مىفرمايد : * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِه فَلَعْنَةُ الله عَلَى الْكافِرِينَ ) * [1] . ( هنگامى كه كتاب و پيغمبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد به او كافر شدند ، پس لعنت خداوند بر كافران باد ) . آن شيعه گفت : اگر مخالفين اهل بيت با عقلهاى صحيح و دلهاى سليم خود به حال على بن ابى طالب ( عليه السلام ) بنگرند ، البته به يقين مىدانند كه اگر هم پيامبر به خلافت على ( عليه السلام ) تصريح نكرده بود ، ذات پاك و صفات روشن و مناقب بلند او حكم مىكند به اين كه اينها نصوص روشن بر خلافت على است البته خصايص على ( عليه السلام ) به حدى رسيد كه موضوع بر بسيارى از عقلا مشتبه شد و اعتقاد كردند كه على آفريننده آسمانها و زمين است و خالق اموات و احياء است چنان كه امر در باره عيسى هم به اين حد رسيد ، پيامبر اكرم خطاب به على ( عليه السلام ) فرمود : « انّ فيك مثلا من عيسى » در تو شباهتى به عيسى بن مريم است و روايت عن قريب خواهد آمد ان شاء الله . عجيب اين است كه حال بين رسول خدا و خداوند مشتبه نشود و حال آنكه پيامبر اصل بود در آنچه على ( عليه السلام ) به آن حد رسيد و پيامبر نسبت به او فضيلت داشت و با وجود اين ، امر در باره على بن ابى طالب مشتبه شد كه آيا او خداى معبود است يا بنده محدود ؟ ! و شايد جهت آن اين باشد كه خداوند چون به علم سابق خود دانست آنچه از زيادى دشمنان و كينه توزان بر على ( عليه السلام ) وارد مىآيد و آن چنان