responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس    جلد : 1  صفحه : 427


خصومت و جنگ كردى ، در خانه رسول خدا حكم به جور نمودى ، آيا زوجه به ميراث از دختر اولى است ( اگر از رسول خدا ارث برده مىشد چرا به دخترش زهرا ندادند ) براى تو نه يك از هشت يك است ( يك قسمت از 72 قسمت ) ولى در همه تصرف و حكومت كردى روزى به شتر سوار شده به جنگ بصره رفتى و روزى به قاطر برنشستى و اگر نمردى و زنده ماندى به فيل هم سوار مىشدى ! ( 1 ) از كارهاى عجيب و شگفت انگيز آنها ، هجوم جمعى از مسلمانان بر حجره پيامبر و ترك امتثال امر قرآن است كه مىفرمايد : « * ( لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ ) * .
( به خانه هاى پيامبر داخل نشويد مگر اين كه اذن بدهد ) اى كاش مىدانستم بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلَّم براى دخول امواتشان به حجره پيامبر و كندن آنجا و درست كردن قبر ، از چه كسى اجازه گرفتند ؟ ! و به اذن چه كسى آنجا را مقبره خود ساختند ؟ ! اگر خانه اش ميراث است - چنان كه طبق حكم قرآن هم همين طور است - پس چرا از تمام ورثهء آن حضرت اجازه نگرفتند ؟ ! و ضمنا چگونه مىتواند پيش آنها ميراث باشد در حالى كه ادعا كردند او ميراث نمىگذارد . اگر اموال آن حضرت تركه براى همه مسلمانان بود ، پس چرا به مسلمانان ديگر اذن ندادند مرده هاى خود را در آنجا دفن كنند ؟ ! و چرا براى چنين كارى از مسلمانان اجازه نگرفتند ؟ اگر اذن مسلمانان لازم بود پس چرا در دادن فدك و عوالى به دخترش فاطمه از مسلمانان استجازه ننمودند ؟ ! در حالى كه پدرش حق بزرگى در گردن مسلمانان داشت .
عجيب است كه ابو بكر حجرهء پيامبر را نه به ورثه اش و نه به مسلمانان داد بلكه آن را تنها به دخترش عايشه داد و بسيارى از مسلمانان مىتوانستند اين موضوع را بر عايشه و پدرش انكار كنند ولى مداهنه كردند و تغافل ورزيدند « * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * . ( 2 ) بعضى از بىخردانشان معتقدند كه خانه مال عايشه است زيرا هر حجره اى به نام يكى از زنان پيامبر كه در آن خانه سكنى داشت ، ناميده مىشد به اصطلاح

427

نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس    جلد : 1  صفحه : 427
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست