نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس جلد : 1 صفحه : 19
بايستى تو از اقوال اماميه بر من حجت آورى و من اخبار عامه را بر تو دليل بياورم . آن فقيه همهء آن شروط را قبول كرده و بر امضاى آنها رضا داد گفتم : آيا در صحت رواياتى كه مسلم و بخارى در صحيحين خود آوردهاند ، چه اعتقاد دارى ؟ گفت : در حقيقت و صحت آنها كسى را مجال تأمل نيست . گفتم : مسلم در صحيح خود از « زيد بن ارقم » روايت نمود كه ( در حجة الوداع ) در ركاب پيامبر بودم و در مكانى كه آن را « خُمّ » گويند ، فرود آمد و دستور داد همه اصحاب اجتماع نمودند آنگاه فرمود : ايها الناس من نيز مانند شما از جنس بشرم و مرا به عالم بقاء دعوت نمودهاند ، من از ميان شما مىروم و دو چيز گرانبها در ميان شما باقى مىگذارم ، آن دو : كتاب خدا و اهل بيت من است « اذكركم الله فى اهل بيتى » و اين كلمه را دوبار بر زبان مبارك جارى فرمود . فقيه گفت : آرى چنين است . گفتم : اى فقيه آيا ديدهاى مسلم در صحيح خود در مسند عايشه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت نموده كه چون اين آيه نازل شد : * ( إِنَّما يرِيدُ اللهُ ليذْهِبَ عَنْكمُ الرَّجْسَ اَهْلَ البَيتِ وَيطَهِّرَكم تًطْهِيراً ) * ، آن حضرت على و فاطمه و حسن و حسين را نزد خود گرد آورده فرمود : « هؤلاءِ اَهْلُ بَيتِى » اينها اهل بيت منند ؟ فقيه گفت : اين نيز صحيح است . گفت : آيا مىدانى كه مسلم و بخارى هر دو در صحيحين روايت كردهاند كه چون انصار در سقيفهء بنى ساعده جمع شدند و خواستند با سعد بن عباده بيعت نمايند و حال آن كه ابو بكر و عمر و ساير مهاجرين را اطلاع نداده و ايشان را نطلبيده بودند به مجرد اين كه اين خبر انتشار يافت ابو بكر و عمر و ابو عبيده بالاتفاق روى به جانب سقيفه نهاده و چون در مجمع در آمدند ابو بكر به آنان گفت كه من خود را براى امر خلافت به يكى از اين دو مرد ( عمر و ابو عُبيده ) راضى نمودهام ، عمر گفت : من هرگز در امر خلافت بر تو سبقت نمىگيرم ، اينك دست بده تا با تو بيعت كنيم ، ابو بكر دست داد ، عمر بيعت كرد ، انصار نيز بيعت نمودند ،
19
نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس جلد : 1 صفحه : 19