نام کتاب : الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ( فارسي ) نویسنده : السيد ابن طاووس جلد : 1 صفحه : 169
ولى به خدا قسم او را در مسجد سكنى نداد مگر خداوند . به تو مژده مىدهم كه تو از طرف خدا و رسولش در خير و سعادت هستى ، پيامبر به او مژده داد و در روز احد به فيض شهادت نائل شد . ( 1 ) عده اى به حال على ( عليه السلام ) غبطه خوردند و از ته دل ناراحت شدند . بدين ترتيب فضل على ( عليه السلام ) بر آنها و غير آنها روشن شد . اين مطلب به گوش پيامبر رسيد و براى سخنرانى برخاست و فرمود : گروهى از اين كه من على را در مسجد سكونت داده و آنها را خارج كردهام ، نگرانىهائى در دل دارند ، به خدا سوگند من آنها را بيرون نكردم و من على را سكونت ندادم ، بلكه خدا آنها را بيرون كرد و على را سكونت داد خداى بزرگ به موسى و برادرش هارون وحى فرستاد براى قومتان در مصر خانه هائى بسازيد و اين خانه ها را قبلهء خود قرار دهيد و نماز بپا داريد ، آنگاه دستور داد به موسى تا در مسجدش هيچ كس سكونت نكند و در آن عمل زناشوئى انجام ندهد جز هارون و دو پسر او ، كسى جنب وارد آن نشود . « و انّ عليّا منّى بمنزلة هارون من موسى و هو اخى دون اهلى و لا يحلّ مسجدى لأحد ينكح فيه النّساء الَّا علىّ و ذرّيّته » : ( على نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى است او برادر من است و براى هيچ كس جز على و فرزندانش حق انجام عمل زناشوئى در مسجد نيست پس هر كس اينجا برايش بد است برود آنجا ( با دست خود اشاره به طرف شام كرد ) [1] . نسائى در كتاب خصايص به سند خود از عبد الله بن عباس روايت كرده است كه گفت : درهائى كه به مسجد گشوده مىشد جز در خانهء على ( عليه السلام ) همه بسته شده بود ، على ( عليه السلام ) در حال جنابت مجاز بود وارد مسجد شود ، چون راهش بود و راه ديگرى نداشت [2] . پس براى على ( عليه السلام ) مجاز بود آنچه براى پيغمبر مجاز بود پيامبر به او مىفرمود : يا على براى كسى غير از من و تو مجاز نيست ، در مسجد من ، جنب