و مجمل سخن آن است كه : خالق عليم و قادر حكيم هر يك از اينها را بر وجه مصلحت و از براى خير و منفعت عباد به عمل مىآورد و آنچه به ظاهرش مىنمايد به جهت خير جارى مىگرداند چنانچه اگر باد درخت عظيمى را بيندازد و صانع دانا آن را در منافع عظيمه مانند در و پنجره و ستون و غير اينها به كار برد ضرر را به نفع مبدّل گردانيده ، هم چنين مدبّر حكيم آفاتى كه در ابدان و اموال مردم عارض مىگردد همه را خير و منفعت مىگرداند . اگر كسى گويد كه اگر اين مفاسد در ابدان و اموال عارض نمىشد چه مىشد و چه مفسده لازم مىآمد ؟ جواب گوئيم كه : اگر اينها نمىشد ، مردم به سبب امتداد سلامت و رفاهيّت و نعمت ميل مىكردند به سوى معاصى ، و فجّار در ارتكاب گناهان مبالغه مىكردند ، و صلحا در عبادت و طاعت و نيكى سست مىشدند و غالب حال خلق آن است كه در راحت حال و وفور نعمت آن دو حالت ايشان را عارض مىگردد و اين حوادث كه بر ايشان حادث مىشود ايشان را مىترساند و مانع مىگردد ايشان را از معصيت و متنبّه مىگرداند ايشان را كه ميل كنند به سوى امرى كه موجب رشد و صلاح ايشان باشد . و اگر اينها بر ايشان وارد نشود هر آينه از حد به در خواهند رفت در طغيان و معصيت ، چنانچه طاغى شدند در زمانهاى گذشته تا واجب شد بر ايشان هلاك و بوار به طوفان و لازم شد پاك گردانيدن زمين از ايشان .